سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 199شمارهٔ 199شاعر: سناییوزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)قافیہ: انیہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: قصیدهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچونت نپرسم بگویی اینت کراهتچونت بخوانم نیایی اینت گرانی2نقل کریںدعوی دانش کنی همیشه ولیکنهیچ ندانی ورا که هیچ ندانی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهم اکنون از هم اکنون داد بستانکه اکنونست بی شک زندگانیسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 198اگلی نظماگر بد گمان گشتی ای دوست بر مننیازارم از تو بدین بدگمانیسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 200زمینہم وزن و قافیہ نظمیںگر چه به نظاره ایم، نیز نخوانیدیده بد دور ازان جمال و جوانیامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1909آن که نماند به هیچ خلق خدای استتو نه خدایی، به هیچ خلق نمانیرودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 122ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهم اکنون از هم اکنون داد بستانکه اکنونست بی شک زندگانیسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 198
اگلی نظماگر بد گمان گشتی ای دوست بر مننیازارم از تو بدین بدگمانیسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 200
گر چه به نظاره ایم، نیز نخوانیدیده بد دور ازان جمال و جوانیامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1909