صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »دیوان اشعار
  3. »قصاید
  4. »قصیدهٔ شمارهٔ 69 - در وحدانیت ذات باری

قصیدهٔ شمارهٔ 69 - در وحدانیت ذات باری

شاعر: سنایی

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

قافیہ: ر

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
1

ای ذات تو ناشده مصور

اثبات تو کرده عقل باور

2

اسم تو ز حد و رسم بیزار

ذات تو ز جنس و نوع برتر

3

محمول نه‌ای چنانکه اعراض

موضوع نه‌ای چنانکه جوهر

4

فعلت نه به قصد آمر خیر

قولت نه به لفظ ناهی شر

5

حکم تو به رقص قرص خورشید

انگیخته سایه‌های جانور

6

صنع تو به دور دور گردون

آمیخته رنگهای دلبر

7

ببریده در آشیان تقدیس

وصف تو ز جبرییل شهپر

8

بگشاده به شه نمای تنزیه

حسنت ز عروس عرش زیور

9

هم بر قدمت حدوث شاهد

هم بر ازلت ابد مجاور

10

ای گشته چو آفتاب تابان

در سایهٔ نور خود مستر

11

معشوق جهانی و نداری

یک عاشق با ساز و در خور

12

بنهفته به حر گنج قارون

یک در تو در دو دانه گوهر

13

عالم پس ازین دو گشت پیدا

آدم هم ازین دو برد کیفر

14

عالم چو یکی رونده دریا

سیاره سفینه طبع لنگر

15

آبش چو نبات و سنگ حیوان

درش چو حقیقت سخن‌ور

16

غواص چه چیز؟ عقل فعال

زینسان که به بحر دین پیمبر

17

علت چو سیاست فرودین

از دست چو حرص خصم بی مر

18

آخر چه هر آنچه بود اول

مقصود چه آنچه بود بهتر

19

بنگر به صواب اگر نه‌ای کور

بنشو به حقیقت ار نه‌ای کر

20

ای باز هوات در ربوده

از دام زمانه چون کبوتر

21

ای پنجهٔ حرص در کشیده

ناگه چو رسن سرت به چنبر

22

در قشر بمانده کی توان دید

مقصود خلاصهٔ مقشر

23

از توبه و از گناه آدم

خود هیچ ندانی ای برادر

24

سربسته بگویم ار توانی

بردار به تیغ فکرتش سر

25

درویش کند ز راه ترتیب

نزدیکی تو به سوی داور

26

در خلد چگونه خورد گندم

آنجا که نبود شخص نان خور

27

بل گندمش آن گهٔ ببایست

کز خلد نهاد پای بر در

28

این جمله همه بدیده آدم

ابلیس نیامده ز مادر

29

در سجده نکردنش چه گویی

مجبور بدست یا مخیر

30

گر قادر بد خدای عاجز

ور عاجز بد خدا ستمگر

31

کاری که نه کار تست مسگال

راهی که نه راه تست مسپر

32

بیهوده مجوی آب حیوان

در ظلمت خویش چون سکندر

33

کن چشمه که خضر یافت آنجا

با دیو فرشته نیست همبر

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بیخ اقبال که چون شاخ زد از باغ هنر

گرچه پژمرده شود باز قبول آرد بر

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 68 - در اندرز طاهربن علی ثقة الملک

اگلی نظم

مرد کی گردد به گرد هفت کشور نامور

تا بود زین هشت حرف اوصاف دانش بی‌خبر

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 70 - در مدح سرهنگ عمید محمد خطیب هروی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

نوریست میان شعر احمر

از دیده و وهم و روح برتر

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1052

انجیرفروش را چه بهتر

انجیرفروشی ای برادر

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1055

انجیرفروش را چه بهتر

انجیرفروشی ای برادر

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1056

انجیرفروش را چه بهتر

انجیرفروشی ای برادر

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1175

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور