صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »دیوان اشعار
  3. »قصاید
  4. »قصیدهٔ شمارهٔ 26 - در مدح قاضی عبدالودود غزنوی

قصیدهٔ شمارهٔ 26 - در مدح قاضی عبدالودود غزنوی

شاعر: سنایی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ارنیست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
1

آن طبع را که علم و سخاوت شعار نیست

از عالمیش فخر و ز زفتیش عار نیست

2

جز چشم زخم امت و تعویذ بخل نیست

جز رد چرخ و آب کش روزگار نیست

3

آن دست و آن زبان که درو نیست نفع خلق

جز چون زبان سوسن و دست چنار نیست

4

باشد چو ابر بی‌مطر و بحر بی‌گهر

آن را که با جمال نکو خوی یار نیست

5

در پیش جوهری چو سفالست آن صدف

کاندر میان او گهری شاهوار نیست

6

منت خدای را که مر این هر دو وصف را

جر در مزاج پیشرو دین قرار نیست

7

قاضی‌القضاة غزنین عبدالودود آنک

مر علم وجود را جز ازو پیشکار نیست

8

چرخست علم او که مر او را فساد نیست

بحرست جود او که مر او را کنار نیست

9

در بر و بحر نیست یکی صنعت از سخا

کاندر بنان و طبعش از آن صدهزار نیست

10

با سیرتش در آتش و آب و هوا و خاک

قدر بلند و صفوت و لطف و وقار نیست

11

ای قدر تو رسیده بدان پرده کز علو

زان پرده ز استر اثر صنع بار نیست

12

آن چیست کز یقین تو آنرا مزاج نیست

و آن کیست کز یمین تو آنرا یسار نیست

13

دین از تو و زبانت چرا می‌شود قوی

گر تو علی نه‌ای و زبان ذوالفقار نیست

14

در هفت بخش عالم یک مبتدع نماند

کز ذوالفقار حجت تو دلفگار نیست

15

جز در چمن ولی تو چون گل پیاده کیست

جز بر اجل حسود تو چون جان سوار نیست

16

نزدیک علم و رای تو مه نورمند نیست

در پیش حلم و سنگ تو که بردبار نیست

17

آن کیست کو ندارد با تو چو تیر دل

کو از سنان سنت تو سوگوار نیست

18

یک تن نماند در چمن جود تو که او

چون فاخته ز منت تو طوقدار نیست

19

ای شمس طبع کز تو جهان را گزیر نیست

ای ابر دست کز تو زمین را غبار نیست

20

امیدوار باز سوی صدرت آمدم

از ابر و شمس کیست که امیدوار نیست

21

جز شاعران کوته‌بین را درین دیار

بر بارگاه جود کریمیت بار نیست

22

آری ز نوش آتش و از لطف آب پاک

رفعت به جز نصیب دخان و بخار نیست

23

لیکن زمانه ای تو و بر من ز بخت بد

هر چه از زمانه آید حقا که عار نیست

24

والله که از لباس جز از روی عاریت

بر فرق من عمامه و بر پا آزار نیست

25

کارم بساز از کرم امروز ای کریم

هر چند کارساز به جز کردگار نیست

26

گرچه دهی وگر ندهی صله در دو حال

جز گوهر ثنای من اینجا نثار نیست

27

باشد کریمی ار بدهی ورنه رای تست

مر بنده را به هیچ صفت اختیار نیست

28

دانی که از زمانه جز احسان و نام نیک

حقا که هر چه هست به جز مستعار نیست

29

نام نکو بمان چو کریمان ز دستگاه

چون شد یقین که عمر دول پایدار نیست

30

تا دوزخ و بهشت کم از هفت و هشت نیست

تا حس و طبع بیش ز پنج و چهار نیست

31

چندانت قدر باد که آن را کرانه نیست

چندانت عمر باد که آن را شمار نیست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

خاک را از باد بوی مهربانی آمدست

در ده آن آتش که آب زندگانی آمدست

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 25 - در ستایش سلطان سنجر

اگلی نظم

عقل را تدبیر باید عشق را تدبیر نیست

عاشقان را عقل تر دامن گریبان‌گیر نیست

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 27 - در مدح بهرامشاه

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چابک تر از تو در همه عالم سوار نیست

زیباتر از تو در همه عالم نگار نیست

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 283

خوش خلعتی ست جسم، ولی استوار نیست

خوش حالتی ست عمر ولی پایدار نیست

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 284

خوش خلعتی است جسم ولی استوار نیست

خوش حالتی است عمر ولی پایدار نیست

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 1

این طرفه آتشی که دمی برقرار نیست

گر نزد یار باشد وگر نزد یار نیست

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 445

آن روح را که عشق حقیقی شعار نیست

نابوده به که بودن او غیر عار نیست

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 455

ما را کنار گیر تو را خود کنار نیست

عاشق نواختن به خدا هیچ عار نیست

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 456

ما را دماغ جنگ و سر کارزار نیست

ورنه دل دو نیم کم از ذوالفقار نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2044

دلهای آرمیده به مطلب سوار نیست

رحم است بر کسی که دلش برقرار نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2045

دل بگسل از جهان که جهان پایدار نیست

واثق مشو به او که به عهد استوار نیست

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 108

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور