صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »دیوان اشعار
  3. »قصاید
  4. »قصیدهٔ شمارهٔ 26 - در مدح قاضی عبدالودود غزنوی

قصیدهٔ شمارهٔ 26 - در مدح قاضی عبدالودود غزنوی

شاعر: سنایی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ارنیست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
11

آن طبع را که علم و سخاوت شعار نیست

از عالمیش فخر و ز زفتیش عار نیست

22

جز چشم زخم امت و تعویذ بخل نیست

جز رد چرخ و آب کش روزگار نیست

33

آن دست و آن زبان که درو نیست نفع خلق

جز چون زبان سوسن و دست چنار نیست

44

باشد چو ابر بی‌مطر و بحر بی‌گهر

آن را که با جمال نکو خوی یار نیست

55

در پیش جوهری چو سفالست آن صدف

کاندر میان او گهری شاهوار نیست

66

منت خدای را که مر این هر دو وصف را

جر در مزاج پیشرو دین قرار نیست

77

قاضی‌القضاة غزنین عبدالودود آنک

مر علم وجود را جز ازو پیشکار نیست

88

چرخست علم او که مر او را فساد نیست

بحرست جود او که مر او را کنار نیست

99

در بر و بحر نیست یکی صنعت از سخا

کاندر بنان و طبعش از آن صدهزار نیست

1010

با سیرتش در آتش و آب و هوا و خاک

قدر بلند و صفوت و لطف و وقار نیست

1111

ای قدر تو رسیده بدان پرده کز علو

زان پرده ز استر اثر صنع بار نیست

1212

آن چیست کز یقین تو آنرا مزاج نیست

و آن کیست کز یمین تو آنرا یسار نیست

1313

دین از تو و زبانت چرا می‌شود قوی

گر تو علی نه‌ای و زبان ذوالفقار نیست

1414

در هفت بخش عالم یک مبتدع نماند

کز ذوالفقار حجت تو دلفگار نیست

1515

جز در چمن ولی تو چون گل پیاده کیست

جز بر اجل حسود تو چون جان سوار نیست

1616

نزدیک علم و رای تو مه نورمند نیست

در پیش حلم و سنگ تو که بردبار نیست

1717

آن کیست کو ندارد با تو چو تیر دل

کو از سنان سنت تو سوگوار نیست

1818

یک تن نماند در چمن جود تو که او

چون فاخته ز منت تو طوقدار نیست

1919

ای شمس طبع کز تو جهان را گزیر نیست

ای ابر دست کز تو زمین را غبار نیست

2020

امیدوار باز سوی صدرت آمدم

از ابر و شمس کیست که امیدوار نیست

2121

جز شاعران کوته‌بین را درین دیار

بر بارگاه جود کریمیت بار نیست

2222

آری ز نوش آتش و از لطف آب پاک

رفعت به جز نصیب دخان و بخار نیست

2323

لیکن زمانه ای تو و بر من ز بخت بد

هر چه از زمانه آید حقا که عار نیست

2424

والله که از لباس جز از روی عاریت

بر فرق من عمامه و بر پا آزار نیست

2525

کارم بساز از کرم امروز ای کریم

هر چند کارساز به جز کردگار نیست

2626

گرچه دهی وگر ندهی صله در دو حال

جز گوهر ثنای من اینجا نثار نیست

2727

باشد کریمی ار بدهی ورنه رای تست

مر بنده را به هیچ صفت اختیار نیست

2828

دانی که از زمانه جز احسان و نام نیک

حقا که هر چه هست به جز مستعار نیست

2929

نام نکو بمان چو کریمان ز دستگاه

چون شد یقین که عمر دول پایدار نیست

3030

تا دوزخ و بهشت کم از هفت و هشت نیست

تا حس و طبع بیش ز پنج و چهار نیست

3131

چندانت قدر باد که آن را کرانه نیست

چندانت عمر باد که آن را شمار نیست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

خاک را از باد بوی مهربانی آمدست

در ده آن آتش که آب زندگانی آمدست

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 25 - در ستایش سلطان سنجر

اگلی نظم

عقل را تدبیر باید عشق را تدبیر نیست

عاشقان را عقل تر دامن گریبان‌گیر نیست

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 27 - در مدح بهرامشاه

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چابک تر از تو در همه عالم سوار نیست

زیباتر از تو در همه عالم نگار نیست

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 283

خوش خلعتی ست جسم، ولی استوار نیست

خوش حالتی ست عمر ولی پایدار نیست

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 284

خوش خلعتی است جسم ولی استوار نیست

خوش حالتی است عمر ولی پایدار نیست

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 1

این طرفه آتشی که دمی برقرار نیست

گر نزد یار باشد وگر نزد یار نیست

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 445

آن روح را که عشق حقیقی شعار نیست

نابوده به که بودن او غیر عار نیست

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 455

ما را کنار گیر تو را خود کنار نیست

عاشق نواختن به خدا هیچ عار نیست

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 456

ما را دماغ جنگ و سر کارزار نیست

ورنه دل دو نیم کم از ذوالفقار نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2044

دلهای آرمیده به مطلب سوار نیست

رحم است بر کسی که دلش برقرار نیست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2045

دل بگسل از جهان که جهان پایدار نیست

واثق مشو به او که به عهد استوار نیست

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 108

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور