چابک تر از تو در همه عالم سوار نیست
زیباتر از تو در همه عالم نگار نیست
سرو بلند نیست چو قد بلند تو
یا آنکه هست لایق بوس و کنار نیست
صبرم به قدر دانه خشخاش هم نماند
زانم به دیده خواب و به شبها قرار نیست
آن را که صد هزار دل آرمیده بود
در نوبت غم تو یکی از هزار نیست
دادی نوید وصل، توقف روا مدار
دانی که اعتماد برین روزگار نیست
از وعده در گذر که شکیباییم نماند
وز عشق بر شکن که گه انتظار نیست
اینها که کرد بردل خسرو فراق تو
از غم بپرس، گر ز منت استوار نیست
زمین
این طرفه آتشی که دمی برقرار نیست
گر نزد یار باشد وگر نزد یار نیست
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 445
آن روح را که عشق حقیقی شعار نیست
نابوده به که بودن او غیر عار نیست
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 455
ما را کنار گیر تو را خود کنار نیست
عاشق نواختن به خدا هیچ عار نیست
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 456
آن طبع را که علم و سخاوت شعار نیست
از عالمیش فخر و ز زفتیش عار نیست
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 26 - در مدح قاضی عبدالودود غزنوی
ما را دماغ جنگ و سر کارزار نیست
ورنه دل دو نیم کم از ذوالفقار نیست
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2044
دلهای آرمیده به مطلب سوار نیست
رحم است بر کسی که دلش برقرار نیست
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2045
دل بگسل از جهان که جهان پایدار نیست
واثق مشو به او که به عهد استوار نیست
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 108
خوش خلعتی ست جسم، ولی استوار نیست
خوش حالتی ست عمر ولی پایدار نیست
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 284
خوش خلعتی است جسم ولی استوار نیست
خوش حالتی است عمر ولی پایدار نیست
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 1
فارسی متن کا ماخذ: گنجور