شاعر: سنایی
بند ترکش یک زمان ای ترک زیبا باز کن
با رهی یک دم بساز و خرمی را ساز کن
جامهٔ جنگ از سر خود برکش و خوش طبع باش
خانهٔ لهو و طرب را یک زمان در باز کن
چند گه در رزم شه پرواز کردی گرد خصم
گرد جام می کنون در بزم ما پرواز کن
یک زمان با عشق خود می خور و دلشاد زی
ترکی و مستی مکن چندان که خواهی ناز کن
ناز ترکان خوش بود چندان که در مستی شود
چون شوی مست و خراب آنگاه ناز آغاز کن
ناز و مستی دلبران بر عاشقان زیبا بود
ناز را با مستی اندر دلبری دمساز کن
گر شکار خویش خواهی کرد جملهٔ خلق را
زلف را گه چون کمند و گه چو چنگ باز کن
مهر تو گردنکشان را صید تو کرد آنگهی
پادشه امروز گشتی در جهان آواز کن
زمین
فتح می آید در دهلیز دولت باز کن
بارگاه فخر خود با آسمان همراز کن
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1983
بهر معنی های رنگین لفظ را پرداز کن
باده شیراز را در شیشه شیراز کن
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6069
مطربا صبح است، قانون صبوحی ساز کن
دانه دل را سپند شعله آواز کن
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6070
فارسی متن کا ماخذ: گنجور