صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »دیوان اشعار
  3. »قصاید و قطعات
  4. »شمارهٔ 57 - در مدح مسعود سعد سلمان

شمارهٔ 57 - در مدح مسعود سعد سلمان

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: انکرد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
11

ای عمیدی که باز غزنین را

سیرت و صورتت چو بستان کرد

22

باز عکس جمال گلفامت

حجرهٔ دیده را گلستان کرد

33

باز نطق زبان در بارت

صدف عقل را در افشان کرد

44

خاطر دوربین روشن تو

عیب را پیش عقل عنوان کرد

55

خاطر دور یاب کندورت

عفو را بارگیر عصیان کرد

66

آنچه در طبع خلق خلق تو کرد

بر چمن ابرهای نیسان کرد

77

و آنچه در گوش شاه شعرت خواند

در صدف قطره‌های باران کرد

88

چون بدید این رهی که گفتهٔ تو

کافران را همی مسلمان کرد

99

کرد شعر جمیل تو جمله

چون نبی را گزیده عثمان کرد

1010

چون ولوع جهان به شعر تو دید

عقل او گرد طبع جولان کرد

1111

شعرها را به جمله در دیوان

چون فراهم نهاد دیوان کرد

1212

دفتر خویش را ز نقش حروف

قایل عقل و قابل جان کرد

1313

تا چو دریای موج‌زن سخنت

در جهان در و گوهر ارزان کرد

1414

چون یکی درج ساخت پر گوهر

عجز دزدان برو نگهبان کرد

1515

طاهر این حال پیش خواجه بگفت

خواجه یک نکته گفت و برهان کرد

1616

گفت آری سنایی از سر جهل

با نبی جمع ژاژطیان کرد

1717

در و خرمهره در یکی رشته

جمع کرد آنگهی پریشان کرد

1818

دیو را با فرشته در یک جای

چون همه ابلهان به زندان کرد

1919

خواجه طاهر چو این بگفت رهیت

خجلی شد که وصف نتوان کرد

2020

لیک معذور دار از آنک مرا

معجز شعرهات حیران کرد

2121

زانک بهر جواز شعر ترا

شعر هر شاعری که دستان کرد

2222

بهر عشق پدید کردن خویش

خویشتن در میانه پنهان کرد

2323

من چه دانم که از برای فروخت

آنک خود را نظیر حسان کرد

2424

پس چو شعری بگفت و نیک آمد

داغ مسعود سعد سلمان کرد

2525

شعر چون در تو حسود ترا

جگر و دل چو لعل و مرجان کرد

2626

رو که در لفظ عاملان فلک

مر ترا جمع فضل وحدان کرد

2727

سخن عذب سهل ممتنعت

بر همه شعر خواندن آسان کرد

2828

هر ثنایی که گفتی اندر خلق

خلق و اقبال تو ترا آن کرد

2929

چه دعا گویمت که خود هنرت

مر ترا پیشوای دو جهان کرد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

به گرمای تموز از سرد سوزش

صد و پنجه مسافر خشک بفشرد

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 56

اگلی نظم

شکر ایزد را که تا من بوده‌ام

حرص و آزم ساعتی رنجه نکرد

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 58

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آنچه یک چند آب حیوان کرد

لب لعلت هزار چندان کرد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 995

روی در زیر زلف پنهان کرد

تا در اسلام کافرستان کرد

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 209

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور