شاعر: صائب
بر آن سرم که بشویم ز دیده نقش سواد
چه فتنه ها که مرا زین شب سیاه نزاد!
نسیم مشک ز داغ پلنگ می جوید
ز کعبتین نقط هر که جست نقش مراد
بنای شعر به ماتم گذاشت چون آدم
سیاه روز ازانند اهل خط و سواد
نظر به مطلع ابرو نمی توانم کرد
ز بس که بر دل من رفت از سخن بیداد
چنان ز مصرع موزون دلم گزیده شده است
که زلف در نظرم گشته است موی زیاد!
حذر ز سایه طوطی کند گزیده حرف
زآب خضر کند رم دل رمیده سواد
خس از ره که به مژگان خونچکان رفتم
که صد خدنگ به یکبار بر دلم نگشاد؟
ز شوخ چشمی انجم دلم چها نکشید
که هیچ سوخته را کار با شرار مباد!
ازان زمان که مرا غنچه کرد پیچش فکر
دگر گشاد دل آغوش بر رخم نگشاد
فکندنی است به خاک سیاه چون زر قلب
رخی که نیست بر او نقش سیلی استاد
به دست خاک قلم دید پنجه خود را
کسی که بر دهن ذوالفقار دست نهاد
پی شکست سپاه خودم، جوانمردم
نه کودکم که به الزام خصم گردم شاد
مرا به گوشه عزلت دلیل گردیدند
خدای بی ادبان را جزای خیر دهاد!
خوشا کسی که درین کارگاه مینایی
چو عکس آینه مهمان شد و کمر نگشاد
یقین شناس که در طینتش خطایی هست
به فکر صائب هرکس خطا کند اسناد
زمین
چو کارهای جهان است جمله بی بنیاد
حکیم در وی ننهاد کارها بنیاد
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 952
ز درد یأس ندانم کجا کنم فریاد
قفس شکستهام و آشیان نمانده به یاد
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 911
خوش آن که شد به دلی از مضیق حرص آزاد
مقیم کنج قناعت درین خراب آباد
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 143
اگر ز کوی تو بویی به من رساند باد
به مژده جان و جهان را به باد خواهم داد
حافظاشعار منتسبشمارهٔ 118 - در اصل از آن عبدالمجید تبریزی شاعر پیشکسوت حافظ
شراب و عیش نهان چیست؟ کارِ بیبنیاد
زدیم بر صفِ رندان و هر چه بادا باد
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 101
به عهد سلطنت شاه شیخ ابواسحاق
به پنج شخص عجب ملک فارس بود آباد
حافظقطعاتقطعه شمارهٔ 7
جهان به کام خداوند باد و دیر زیاد
بر او به هیچ حوادث زمانه دست مداد
رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 27
چو کارزار کند شاه روم با شمشاد
چگونه گردم خرم چگونه باشم شاد
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 918
هزار جان مقدس فدای روی تو باد
که در جهان چو تو خوبی کسی ندید و نزاد
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 928
ز عشق آن رخ خوب تو ای اصول مراد
هر آن که توبه کند توبهاش قبول مباد
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 929
فارسی متن کا ماخذ: گنجور