صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5073

غزل شمارهٔ 5073

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ایخویش

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

تا بی نشان کشم نفسی بر هوای خویش

چون گردباد محو کنم نقش پای خویش

2

مستغنی از بهارم وآسوده ازخزان

در دشت ساده دل بی مدعای خویش

3

خلوتگهم ز بکر معانی است پرزحور

آماده است جنت من درسرای خویش

4

ازآب زندگی نکشم منت حیات

چون خضر،سبزم از سخن جانفزای خویش

5

رد و قبول خلق به یک سو نهاده ام

یکروی ویک جهت شده ام با خدای خویش

6

ساکن زآرمیدگی من بود زمین

گردون ز جا رود چو درآیم زجای خویش

7

صائب مرا به باغ وبهار احتیاج نیست

صد باغ دلگشاست مرا از نوای خویش

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

از جا نمی روم چو سپند از نوای خویش

آتش زنم به محفل و باشم به جای خویش

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5072

اگلی نظم

حسن توغافل است ز قدر و بهای خویش

آیینه راخبر نبود از صفای خویش

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5074

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

هر کس نشسته شاد به کام و هوای خویش

بیچاره من اسیر دل مبتلای خویش

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1203

کشتی مرا ز هجر رخ جانفزای خویش

ای ناخدای ترس بترس از خدای خویش

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 503

ای روبهک چرا ننشینی به جای خویش

با شیر پنجه کردی و دیدی سزای خویش

سعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 38

از ترک مدعاست دل من به جای خویش

آسوده ام ز خاطر بی مدعای خویش

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5071

از جا نمی روم چو سپند از نوای خویش

آتش زنم به محفل و باشم به جای خویش

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5072

حسن توغافل است ز قدر و بهای خویش

آیینه راخبر نبود از صفای خویش

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5074

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور