صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5337

غزل شمارهٔ 5337

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: رداشتم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

شب که آن آیینه رو را در برابر داشتم

طالع فغفور و اقبال سکندر داشتم

2

شرح می دادم به آن لب تلخکامیهای خویش

راه حرفی همچو طوطی پیش شکر داشتم

3

بر لب سر چشمه کوثر ز روی شرمگین

سینه ای سوزانتر از صحرای محشرداشتم

4

آن که در گردنکشی مینای می را داغ داشت

تا سحر لب بر لب او همچو ساغر داشتم

5

نعل وارون دوربینان را حصار آهن است

دل به جایی و نظر بر جای دیگر داشتم

6

سادگی آیینه ام را شد حصار عافیت

روزیم خون بود تا چون تیغ جوهر داشتم

7

زنده ام فکر عمارت کرد چون قارون به خاک

یاد ایامی که خشتی در ته سر داشتم

8

در گرفتاری همان بودم گرفتاری طلب

در قفس بودم نظر بردام دیگر داشتم

9

تا سر شوریده ام از داغ سودا گرم بود

چون مسیحا چتر از خورشید بر سر داشتم

10

تشنه چشمی چون صدف مهر ازدهانم بر گرفت

ورنه من در پرده تبخاله کوثر داشتم

11

در محیط آفرینش از سخنهای گزاف

لال بودم چون صدف با آن که گوهر داشتم

12

نیست صائب آتشین گفتاری من این زمان

آتشی در سینه دایم همچو مجمر داشتم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چون صدف دستی که از بهر گهر برداشتم

گر به دندان می گرفتم عقد گوهر داشتم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5336

اگلی نظم

در غریبی گشت صرف نامجویی چون عقیق

مشت خونی کز جگر گاه یمن برداشتم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5338

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

من نصیب خویش دوش از عمر خود برداشتم

کز سمن بالین و از شمشاد بستر داشتم

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 239

دیدم آن هنگامه، بیجا خوف محشر داشتم

خود همان شورست کاندر زیست در سر داشتم

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 244

چون صدف دستی که از بهر گهر برداشتم

گر به دندان می گرفتم عقد گوهر داشتم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5336

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور