صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. غالب دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 244

غزل شمارهٔ 244

شاعر: غالب دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: رداشتم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

دیدم آن هنگامه، بیجا خوف محشر داشتم

خود همان شورست کاندر زیست در سر داشتم

2

طول روز محشر و تاب مهر ذوقی بود و بس

جلوه برقی در ابر دامن تر داشتم

3

تا چه سنجم دوزخ و کوثر که من نیز این چنین

آتشی در سینه و آبی به ساغر داشتم

4

دوش بر من عرض کردند آنچه در کونین بود

زان همه کالای رنگارنگ دل برداشتم

5

از خرابی شد فنا حاصل خوشم زین اتفاق

بود مقصودم محیط و سیل رهبر داشتم

6

یاد ایامی که در کویش ز بیم پاسبان

بستر از خاک ره و بالش ز بستر داشتم

7

بر سر راهش نشستم بر درش راهم نبود

خویش را از خویشتن لختی نکوتر داشتم

8

نامه شاهد دگر عنوان شاهی دیگرست

آنچه ناید از هما چشم از کبوتر داشتم

9

کور بودم کز حرم راندند رفتم سوی دیر

از جمال بت سخن می رفت باور داشتم

10

سوزم از حرمان می با آن که آبم در سبوست

تا چه می کردم اگر بخت سکندر داشتم؟

11

هیچ می دانی که غالب چون به سر بردم به دهر؟

من که طبع بلبل و شغل سمندر داشتم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بود بدگو ساده با خود هم‌زبانش کرده‌ام

از وفا آزردنت خاطرنشانش کرده‌ام

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 243

اگلی نظم

یاد باد آن روزگاران کاعتباری داشتم

آه آتشناک و چشم اشکباری داشتم

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 245

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

من نصیب خویش دوش از عمر خود برداشتم

کز سمن بالین و از شمشاد بستر داشتم

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 239

چون صدف دستی که از بهر گهر برداشتم

گر به دندان می گرفتم عقد گوهر داشتم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5336

شب که آن آیینه رو را در برابر داشتم

طالع فغفور و اقبال سکندر داشتم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5337

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور