صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5839

غزل شمارهٔ 5839

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: انوشتهایم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

این سطرهای آه که هرجا نوشته‌ایم

از روی آن دو زلف چلیپا نوشته‌ایم

2

بر زخم جوی شیر نمک‌ها فشانده است

سطری که ما به صفحه خارا نوشته‌ایم

3

گاهی که حرف زلف و خط و خال گفته‌ایم

بر کودکان برات تماشا نوشته‌ایم

4

افتاده است شق چو قلم بر زبان ما

تا از دل دو نیم سخن وانوشته‌ایم

5

نتوان هزار سال به طوفان نوح شست

شرحی که ما به دل ز تمنا نوشته‌ایم

6

هرچند نیست درد دل ما نوشتنی

از اشک خود دو سطر به سیما نوشته‌ایم

7

رزق هزار خار درین دشت آتشین

بر دانه‌های آبله پا نوشته‌ایم

8

ما شرح بی‌قراری مجنون خویش را

از موجه سراب به صحرا نوشته‌ایم

9

صد پیرهن زیاده ز سودای یوسف است

سودی که ما به خویش ز سودا نوشته‌ایم

10

هرچند غرقه‌ایم، همان از حباب و موج

مکتوب سر به مهر به دریا نوشته‌ایم

11

بر صفحه دلی که غم عشق را سزاست

ما شوخ‌دیدگان غم دنیا نوشته‌ایم

12

در خواب غفلت است فلک، ورنه ما ز آه

طومارها به عالم بالا نوشته‌ایم

13

از پست‌فطرتی است که ما رزق خویش را

بر خوشه بلند ثریا نوشته‌ایم

14

دست ز کار رفته ما نیست بی‌شعور

از نبض، خط راه مسیحا نوشته‌ایم

15

بر فرد آفتاب قلم می‌کشیم ما

تا نسخه‌ای از آن رخ زیبا نوشته‌ایم

16

صائب ز طبع نازک روشندلان عهد

شرمنده‌ایم شعر به هرجا نوشته‌ایم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ما از امیدها همه یکجا گذشته ایم

از آخرت بریده ز دنیا گذشته ایم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5838

اگلی نظم

جا در سیاه خانه سودا گرفته ایم

از دست لاله دامن صحرا گرفته ایم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5840

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بر سینه داغ‌های تمنا نوشته‌ایم

یک لاله‌زار نسخهٔ سودا نوشته‌ایم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2321

سطری اگر ز وضع جهان وانوشته‌ایم

گردانده‌ایم رنگ و چلیپا نوشته‌ایم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2322

تا فصلی از حقیقت اشیا نوشته‌ایم

آفاق را مرادف عنقا نوشته‌ایم

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 268

ما حال خویش بی‌سر و بی‌پا نوشته‌ایم

روز فراق را شب یلدا نوشته‌ایم

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 409

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور