صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. غالب دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 268

غزل شمارهٔ 268

شاعر: غالب دهلوی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: انوشتهایم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

تا فصلی از حقیقت اشیا نوشته‌ایم

آفاق را مرادف عنقا نوشته‌ایم

2

ایمان به غیب تفرقه‌ها رفت از ضمیر

ز اسما گذشته‌ایم و مسما نوشته‌ایم

3

عنوان رازنامه اندوه ساده بود

سطر شکست رنگ به سیما نوشته‌ایم

4

قلزم فشانی مژه از پهلوی دل است

این ابر را برات به دریا نوشته‌ایم

5

خاکی به روی نامه نیفشانده‌ایم ما

رخصت بدان حریف خودآرا نوشته‌ایم

6

در هیچ نسخه معنی لفظ امید نیست

فرهنگ‌نامه‌های تمنا نوشته‌ایم

7

آینده و گذشته تمنا و حسرت است

یکی کاشکی بود که به صد جا نوشته‌ایم

8

دارد رخت به خون تماشا خطی ز حسن

روشن سواد این ورق نانوشته‌ایم

9

رنگ شکسته عرض سپاس بلای تست

پنهان سپرده‌ای غم و پیدا نوشته‌ایم

10

آغشته‌ایم هر سر خاری به خون دل

قانون باغبانی صحرا نوشته‌ایم

11

کویت ز نقش جبهه ما یک قلم پر است

لختی سپاس همدمی پا نوشته‌ایم

12

غالب الف همان علم وحدت خودست

بر «لا» چه بر فروزد گر «الا» نوشته‌ایم؟

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

وحشتی در سفر از برگ سفر داشته‌ایم

توشه راه دلی بود که برداشته‌ایم

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 267

اگلی نظم

بی خویشتن عنان نگاهش گرفته ایم

از خود گذشته و سر راهش گرفته ایم

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 269

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بر سینه داغ‌های تمنا نوشته‌ایم

یک لاله‌زار نسخهٔ سودا نوشته‌ایم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2321

سطری اگر ز وضع جهان وانوشته‌ایم

گردانده‌ایم رنگ و چلیپا نوشته‌ایم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2322

این سطرهای آه که هرجا نوشته‌ایم

از روی آن دو زلف چلیپا نوشته‌ایم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5839

ما حال خویش بی‌سر و بی‌پا نوشته‌ایم

روز فراق را شب یلدا نوشته‌ایم

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 409

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور