صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 243غزل شمارهٔ 243شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ادماہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: پری ساتکنی عندلیبآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںداغ برگ عیش گردد در دل ناشاد ماجغد می گردد همایون در خراب آباد ما2نقل کریںجنبش گهواره خواب طفل را سازد گراناز تزلزل بیش محکم می شود بنیاد ما3نقل کریںچشم گیرا می کند نخجیر را بی دست و پااز کمند و دام مستغنی بود صیاد ما4نقل کریںنیست چون مجمر دل گرمی بساط خاک راگرم دارد چون سپند این بزم را فریاد ما5نقل کریںنقش شیرین را به خون دل مصور ساختیمبیستون کان بدخشان گشت از فرهاد ما6نقل کریںاز نسیم نوبهاران غنچه پیکان شکفتهیچ کس را نیست پروای دل ناشاد ما7نقل کریںنیست جرم دوستان گر یاد ما کمتر کنندوحشت از ما دور گردان بیش دارد یاد ما8نقل کریںتیر کج هرگز نگردد راست از زور کمانبگذر ای پیر مغان از وادی ارشاد ما9نقل کریںآه آتشبار را در سینه می سوزد نفستا شود نرم این دل چون بیضه فولاد ما10نقل کریںسبزه بیگانه بستانسرای عالمیمجز پشیمانی ندارد حاصلی ایجاد ما11نقل کریںصبح خیزان جهان را خواب غفلت برده استمی کند گاهی به آهی صبحدم امداد ما12نقل کریںتا به روی سخت ما صائب سر و کارش فتادتوبه کرد از سخت رویی سیلی استاد ما◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون ندارد حرف ره در خلوت محجوب ماپیچ و تاب بی قراری ها بود مکتوب ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 242اگلی نظماز کمر بیرون نیامد تیشه فرهاد ماکوه را برداشت از جا، ناله و فریاد ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 244زمینہم وزن و قافیہ نظمیںآن پری گویند شب خندید بر فریاد ماای فراموشی! تو شاید داده باشی یاد مابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 185از کمر بیرون نیامد تیشه فرهاد ماکوه را برداشت از جا، ناله و فریاد ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 244آڈیوصداکار منتخب کریںپری ساتکنی عندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون ندارد حرف ره در خلوت محجوب ماپیچ و تاب بی قراری ها بود مکتوب ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 242
اگلی نظماز کمر بیرون نیامد تیشه فرهاد ماکوه را برداشت از جا، ناله و فریاد ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 244
آن پری گویند شب خندید بر فریاد ماای فراموشی! تو شاید داده باشی یاد مابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 185
از کمر بیرون نیامد تیشه فرهاد ماکوه را برداشت از جا، ناله و فریاد ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 244