بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 185غزل شمارهٔ 185شاعر: بیدل دهلویوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ادماہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںآن پری گویند شب خندید بر فریاد ماای فراموشی! تو شاید داده باشی یاد ما22نقل کریں بسکه در پرواز گرد جستجوها ریختیم گشت زیر بال پنهان خانهٔ صیاد ما33نقل کریں جانکنیها در قفای آرزو پر میفشاند با شرار تیشه رفت از بیستون فرهاد ما44نقل کریں از عدم ناجسته کر کردهست گوش عالمی شور نشنیدن صدای بیضهٔ فولاد ما55نقل کریں چشم باید بست و گلگشت حضور شرم کرد غنچه میخندد بهار عالم ایجاد ما66نقل کریں شمعسان عمریست احرام گدازی بستهایم نیست در پهلو به غیر از پهلوی مازاد ما77نقل کریں خجلت تصویر عنقا تا کجا باید کشید؟ با صدف گم گشت رنگ خامهٔ بهزاد ما88نقل کریں نقش پا در هیچ صورت پایهٔ عزت ندید سایه هم خشت هوس کم چید بر بنیاد ما99نقل کریں با همه کثرت، شماری غیر وحدت باطلست یکیک آمد بر زبان از صدهزار اعداد ما1010نقل کریں هیچکس بر شمع در آتشزدن رحمی نکرد از ازل بر حال ما میگرید استعداد ما1111نقل کریںپاس اسرار محبت داشتن آسان نبود گنج ویرانکرد بیدل خانهٔ آباد ما ◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمسطر یقین به حک داد تکرار بیحد مااین دشت جاده گم کرد از رفت و آمد مابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 184اگلی نظمبحر میپیچد به موج، از اشک غمپرورد ماچرخ میگردد دوتا، در فکر بار درد مابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 186◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںداغ برگ عیش گردد در دل ناشاد ماجغد می گردد همایون در خراب آباد ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 243از کمر بیرون نیامد تیشه فرهاد ماکوه را برداشت از جا، ناله و فریاد ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 244◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمسطر یقین به حک داد تکرار بیحد مااین دشت جاده گم کرد از رفت و آمد مابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 184
اگلی نظمبحر میپیچد به موج، از اشک غمپرورد ماچرخ میگردد دوتا، در فکر بار درد مابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 186
داغ برگ عیش گردد در دل ناشاد ماجغد می گردد همایون در خراب آباد ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 243
از کمر بیرون نیامد تیشه فرهاد ماکوه را برداشت از جا، ناله و فریاد ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 244