صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3506

غزل شمارهٔ 3506

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ارشدند

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

تا تو بی پرده شدی لاله رخان خوار شدند

همه گلهای چمن در پس دیوار شدند

2

ای بسا خیره نگاهان که به یک چشم زدن

چون شرر محو در آن شعله دیدار شدند

3

پرده بردار که از شوق تماشای رخت

در و دیوار جهان آینه رخسار شدند

4

این چه قدست که تا سایه به گلزار افکند

سروها در بغل رخنه دیوار شدند

5

تا لوای خط مشکین ترا وا کردند

سرکشان چون علم زلف نگونسار شدند

6

هیچ کس نیست که داند به چه کار آمده است

بس که مردم ز تماشای تو از کار شدند

7

کار موقوف به وقت است که اشجار چمن

به نسیمی همه از برگ سبکبار شدند

8

مرگ را تلخ کند عمر چو شیرین گذرد

جای شکر است که افلاک ستمکار شدند

9

یارب ای عشق گرانمایه چه اکسیری تو

که همه بیجگران از تو جگردار شدند

10

مهر زن بر لب دعوی که بسا چون منصور

از تهی مغزی خود تاج سردار شدند

11

رشته عمر به مقراض دو لب قطع شود

بیشتر خلق جهان در سر گفتار شدند

12

صائب این آن غزل مرشد روم است که گفت

عید بگذشت و همه خلق پی کار شدند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نغمه عشق به گوش من دیوانه زدند

این چه اکسیر بهارست بر این دانه زدند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3505

اگلی نظم

اهل معنی به سخن بلبل بستان خودند

به نظر آینه دار دل حیران خودند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3507

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند

زیرکان از پی سرمایه به بازار شدند

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 784

عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند

همه از نرگس مخمور تو خمار شدند

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 808

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور