رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 808غزل شمارهٔ 808شاعر: رومیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ارشدندہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںعید بگذشت و همه خلق سوی کار شدندهمه از نرگس مخمور تو خمار شدند2نقل کریںدست و پاشان تو شکستی چو نه پا ماند و نه دستپر گشادند و همه جعفر طیار شدند3نقل کریںاهل دینار کجا امت دیدار کجاگرچه دینار بشد لایق دیدار شدند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظملحظهای قصه کنان قصه تبریز کنیدلحظهای قصه آن غمزه خون ریز کنیدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 807اگلی نظمطرفه گرمابهبانی کو ز خلوت برآیدنقش گرمابه یکیک در سجود اندرآیدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 809زمینہم وزن و قافیہ نظمیںتا تو بی پرده شدی لاله رخان خوار شدندهمه گلهای چمن در پس دیوار شدندصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3506عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدندزیرکان از پی سرمایه به بازار شدندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 784آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظملحظهای قصه کنان قصه تبریز کنیدلحظهای قصه آن غمزه خون ریز کنیدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 807
اگلی نظمطرفه گرمابهبانی کو ز خلوت برآیدنقش گرمابه یکیک در سجود اندرآیدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 809
تا تو بی پرده شدی لاله رخان خوار شدندهمه گلهای چمن در پس دیوار شدندصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3506
عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدندزیرکان از پی سرمایه به بازار شدندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 784