رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 807غزل شمارهٔ 807شاعر: رومیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: یزکنیدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںلحظهای قصه کنان قصه تبریز کنیدلحظهای قصه آن غمزه خون ریز کنید2نقل کریںدر فراق لب چون شکر او تلخ شدیمزان شکرهای خدایانه شکرریز کنید3نقل کریںهندوی شب سر زلفین ببرد ز طمعزلف او گر بفشانید عبربیز کنید4نقل کریںبس زبان کز صفت آن لب او کند شودچون سنان نظر از دولت او تیز کنید5نقل کریںای بسا شب که ز نور مه او روز شودگرچه مه در طلبش شیوه شبخیز کنید6نقل کریںوقت شمشیر بود واسطهها برگیریدصرف آرید نخواهیم که آمیز کنید7نقل کریںشمس تبریز که خورشید یکی ذره اوستذره را شمس مگوییدش و پرهیز کنید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیا رب این بوی خوش از روضه جان میآیدیا نسیمیست کز آن سوی جهان میآیدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 806اگلی نظمعید بگذشت و همه خلق سوی کار شدندهمه از نرگس مخمور تو خمار شدندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 808آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیا رب این بوی خوش از روضه جان میآیدیا نسیمیست کز آن سوی جهان میآیدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 806
اگلی نظمعید بگذشت و همه خلق سوی کار شدندهمه از نرگس مخمور تو خمار شدندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 808