صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2511

غزل شمارهٔ 2511

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: اکند

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

عشق شورانگیز اگر جا در دل خارا کند

کعبه را چون محمل لیلی جهان پیما کند

2

در سر اندیشه او عقل آخر سرگذاشت

در دل دریا شناور چند دست و پا کند؟

3

جرأت بر گرد سر گردیدن شکر کجاست؟

من گرفتم مور عاجز بال و پر پیدا کند

4

جان مشتاقان به پابوس قیامت می رسد

یار بی پروای ما تا آستین بالا کند

5

از لباس ظاهر آزادم، سبکدستی کجاست

کز سرم اندیشه دستار را هم وا کند

6

رتبه آزادگی بنگر که نخل میوه دار

از حجاب سرو نتوانست سر بالا کند

7

در فضای لامکان از تنگی جا شکوه داشت

دل چه بال و پر درین دامان صحرا واکند؟

8

شیخ شهر از گوشه گیری شهره آفاق شد

سر به جیب خاک بردن دانه را رسوا کند

9

سوزن عیسی تواند لاف بینایی زدن

رشته سردرگم ما را اگر پیدا کند

10

تیغ بردارد به انداز سرش هر موجه ای

خودنمایی چون حباب آن کس که در دریا کند

11

گرنگردد از شنیدن طبع اهل دل ملول

صائب از هر قطره خون دفتری انشا کند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

پرده پوشی عشق عالمسوز را پیدا کند

پرده تبخال تب را بیشتر رسوا کند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2510

اگلی نظم

هر که بال و پر چو سرو از همت والا کند

سیر با استادگی در عالم بالا کند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2512

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

باز مخمور است دل تا بیخودی انشا کند

جام در حیرت زند ایینه را مینا کند

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1406

شور لیلی کو که باز آزایش سودا کند

خاک مجنون را غبار خاطر صحرا کند

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1408

کو جنون تا عقدهٔ هوش از سر ما واکند

وهم هستی را سپند آتش سودا کند

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1409

هر سخن ‌سنجی‌ که خواهد صید معنیها کند

چون زبان می‌باید اول خلوتی پیدا کند

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1410

پرده پوشی عشق عالمسوز را پیدا کند

پرده تبخال تب را بیشتر رسوا کند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2510

هر که بال و پر چو سرو از همت والا کند

سیر با استادگی در عالم بالا کند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2512

می به جرأت در قدح در پای خم مینا کند

دخل دریا ابر را در خرج بی پروا کند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2513

پیش ابر نوبهاران چون صدف لب وا کند

شور غیرت زندگی را تلخ بر دریا کند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2514

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور