صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3280

غزل شمارهٔ 3280

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: سمیگردد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

دل هرکس که مقید به هوس می گردد

عنکبوتی است که عاجز ز مگس می گردد

2

چون شرر سر به هوا دل ز هوس می گردد

شعله سرکش ز هواداری خس می گردد

3

می شود دل ز پریشان سخنی زیر و زبر

جمع اوراق دل از پاس نفس می گردد

4

بر دل از بیخبری خانه تن گلزارست

بلبل مست خمش کی به قفس می گردد؟

5

حسن بی شرم رود زود به تاراج هوس

شهد بی پرده چو شد خرج مگس می گردد

6

داد هرکس که عنان دل خود را به هوس

دربدر همچو سگ هرزه مرس می گردد

7

از هوس سر به هوا شد دل آسوده ما

شعله سرکش ز هواداری خس می گردد

8

خال را می کند از حلقه بگوشان خط سبز

عاقبت دزد گرفتار عسس می گردد

9

نامرادی مده از دست که پرگار سپهر

دو سه دوری به مراد همه کس می گردد

10

بر دل تنگ اگر ناله چنین زور آرد

آخر این بیضه فولاد جرس می گردد

11

عجز آنجا که کند قدرت خود را ظاهر

برق عاجز ز عنانداری خس می گردد

12

هرکه را سینه شد از صدق مصفا صائب

زندگی بخش جهانی به نفس می گردد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دولت حسن ز خط زیر و زبر می‌گردد

این ورق از نفس سوخته برمی‌گردد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3279

اگلی نظم

سر ارباب جدل خرج زبان می‌گردد

رگ گردن چو قوی گشت سنان می‌گردد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3281

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چشم گردنده او با همه کس می گردد

چون رسد دور به من، خود به هوس می گردد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 752

عصمت از لعل لبت گرد هوس می گردد

فتنه مفروش که سیمرغ مگس می گردد

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 184

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور