صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 620غزل شمارهٔ 620شاعر: صائبوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ودمراہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںارگ چه سیل فنا برد هر چه بود مراز بحر کرد کرم خلعت وجود مرا22نقل کریںز بند وصل لباسی مرا برون آورداگر چه مه چو کتان سوخت تار و پود مرا33نقل کریںستاره سوخته ای بود چون شرر جانمز قرب سوختگان روشنی فزود مرا44نقل کریںز عمر رفته نصیبم جز آه حسرت نیستبه جا نمانده ازان شمع غیر دود مرا55نقل کریںچنین که روی مرا کرده بی حیایی سختعجب که چهره ز سیلی شود کبود مرا66نقل کریںز خوش عیاری من سنگ امتحان داغ استز خجلت آب شد آن کس که آزمود مرا77نقل کریںفغان که همچو قلم نیست از نگون بختیبه غیر روسیهی حاصل از سجود مرا88نقل کریںبه بینوایی ازین باغ پر ثمر صائبخوشم، که نیست محابایی از حسود مرا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمز درد و داغ محبت سرشته اند مرادر آفتاب قیامت برشته اند مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 619اگلی نظمشد از رکاب تو پیدا هلال عید مراگشوده شد در جنت ازین کلید مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 621◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبرون کشید ز پیچاک هست و بود مراچه عقده ها که مقام رضا گشود مراعلامہ اقبال»زبور عجم»غزلیات»غزل شمارهٔ 14◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمز درد و داغ محبت سرشته اند مرادر آفتاب قیامت برشته اند مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 619
اگلی نظمشد از رکاب تو پیدا هلال عید مراگشوده شد در جنت ازین کلید مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 621
برون کشید ز پیچاک هست و بود مراچه عقده ها که مقام رضا گشود مراعلامہ اقبال»زبور عجم»غزلیات»غزل شمارهٔ 14