صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 712غزل شمارهٔ 712شاعر: صائبوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: الراہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتیغ زبان لاف نباشد کمال راماه تمام زشت نماید هلال را2نقل کریںدود از نهاد آتش دوزخ برآوردبیرون اگر دهم عرق انفعال را3نقل کریںگل دیده ور ز شبنم روشن گهر شودز اهل نظر مساز نهان آن جمال را4نقل کریںدم را شمرده خرج در آیینه خانه کناز قیل و قال تیره مکن اهل حال را5نقل کریںطفلی که در جبلت او هست زیرکیاز گوشوار به شمرد گوشمال را6نقل کریںهر گاه سایه تو نهد رو به کوتهیچون آفتاب باش مهیا زوال را7نقل کریںمشرب نچیده است تعین به خویشتنباشد به رنگ ظرف، نمایش زلال را8نقل کریںتا زلف مشکبار تو آمد به روی کاردر ناف، مشک خون جگر شد غزال را9نقل کریںرحم است بر کسی که ز کوتاه دیدگیجوید در آب و آینه آن بی مثال را10نقل کریںروشن گهر ز مرگ نترسد که آفتاببسیار دیده است پس سر زوال را11نقل کریںدر خامشی گریز که اهل کمال کرداین شیوه ستوده بسی بی کمال را12نقل کریںبی پرده شد چو گنج به تاراج می رودشهرت بلاست مردم پوشیده حال را13نقل کریںامید التیام، لب سایلان نداشتجود تو مهر کرد دهان سؤال را14نقل کریںبند از زبان بسته به همدست واشودشد دست بسته سرمه گفتار لال را15نقل کریںز آهستگی بلند شود پایه سخنصائب کشیده دار عنان خیال را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمپیوسته دل سیاه بود خلق تنگ رادایم ستاره سوخته باشد پلنگ راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 711اگلی نظمهست از زوال نعل در آتش کمال راشد بوته گداز، تمامی هلال راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 713زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبر طاق نه تبخیر جاه و جلال راچینی سلامکرد به یک مو سفال رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 103هست از زوال نعل در آتش کمال راشد بوته گداز، تمامی هلال راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 713نتوان به خواب کرد مسخر خیال راجز پیچ و تاب نیست کمند این غزال راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 714آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمپیوسته دل سیاه بود خلق تنگ رادایم ستاره سوخته باشد پلنگ راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 711
اگلی نظمهست از زوال نعل در آتش کمال راشد بوته گداز، تمامی هلال راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 713
نتوان به خواب کرد مسخر خیال راجز پیچ و تاب نیست کمند این غزال راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 714