صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 711غزل شمارهٔ 711شاعر: صائبوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: نگراہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںپیوسته دل سیاه بود خلق تنگ رادایم ستاره سوخته باشد پلنگ را22نقل کریںشد بیشتر ز قامت خم دل سیاهیمصیقل برد ز آینه هر چند زنگ را33نقل کریںبر زر مگیر تنگ که از خرده شراردایم به آهن است سر و کار سنگ را44نقل کریںاز تیغ آبدار نترسند پردلاناز چار موجه نیست محابا نهنگ را55نقل کریںاز خلق تنگ بر تو جهان تنگ گشته استبیرون ز پای خویش کن این کفش تنگ را66نقل کریںحلوای آشتی است چو شد زهر عادتیرغبت به صلح نیست بدآموز جنگ را77نقل کریںشد سحر ساحران ز عصای کلیم محودر راستان اثر نبود ریو و رنگ را88نقل کریںدوزد ز یک خدنگ به هم، شست صاف توچون دانه های سبحه قطار کلنگ را!99نقل کریںتا هست در چمن اثر از رنگ و بوی گلصائب مده ز دست می لاله رنگ را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمحاجت به خون گرم جگر نیست داغ راروغن ز خود بود گهر شبچراغ راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 710اگلی نظمتیغ زبان لاف نباشد کمال راماه تمام زشت نماید هلال راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 712◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںای روی تو به جلوه درآورده رنگ رانقش تو تازه کرد بساط فرنگ راغالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 7◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمحاجت به خون گرم جگر نیست داغ راروغن ز خود بود گهر شبچراغ راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 710
ای روی تو به جلوه درآورده رنگ رانقش تو تازه کرد بساط فرنگ راغالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 7