صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 671غزل شمارهٔ 671شاعر: صائبوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: انتنهاہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاگر چه خوش نبود سیر بوستان تنهاگرفته ایم اجازت ز باغبان تنها2نقل کریںبهار عمر، ملاقات دوستداران استچه حظ کند خضر از عمر جاودان تنها؟3نقل کریںدلم به پاکی دامان غنچه می لرزدکه بلبلان همه مستند و باغبان تنها4نقل کریںدل مرا به نسیم حمایتی دریابکه یافته است بهار مرا خزان تنها5نقل کریںسزای خیره نگاهان به آه من بگذارکه بارها زده بر قلب آسمان تنها6نقل کریںاگر حیا دهدم فرصت سخن، دارمهزار حرف زبانی به آن دهان تنها7نقل کریںمن و دو چشم تر و خاک کربلا صائبز عافیت طلبان سیر اصفهان تنها◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشکوفه شور فکنده است در گلستانهاشده است خوان زمین گم درین نمکدانهاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 670اگلی نظمغم حساب ندارم ز میْپرستیهاکه نیست قابل تعبیر، خواب مستیهاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 672زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبرفت عقل و دل و دین و ماند جان تنهاچو آن غریب که ماند ز کاروان تنهاجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 76آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشکوفه شور فکنده است در گلستانهاشده است خوان زمین گم درین نمکدانهاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 670
اگلی نظمغم حساب ندارم ز میْپرستیهاکه نیست قابل تعبیر، خواب مستیهاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 672
برفت عقل و دل و دین و ماند جان تنهاچو آن غریب که ماند ز کاروان تنهاجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 76