صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 672غزل شمارهٔ 672شاعر: صائبوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ستیهاصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںغم حساب ندارم ز میْپرستیهاکه نیست قابل تعبیر، خواب مستیها2نقل کریںبه قدر آنچه شوی پست، سربلند شویگرفتهایم عیار بلند و پستیها3نقل کریںنسیم جاذبهای پیش راه ما بفرستکه گشت سد ره ما غبار هستیها4نقل کریںکه میکند سر زلف حواس ما را جمع؟به غیر بیخودی عشق و خواب مستیها5نقل کریںبگیر سر خط عبرت ز قطع زلف ایازکشیده دار عنان درازدستیها6نقل کریںبه وصل او نرسیدم ز مفلسی صائبسیاه در دو جهان روی تنگدستیها!◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماگر چه خوش نبود سیر بوستان تنهاگرفته ایم اجازت ز باغبان تنهاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 671اگلی نظمبه خرج رفت حیاتم ز هرزهکوشیهابه خاک ریخت شرابم ز خامجوشیهاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 673آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماگر چه خوش نبود سیر بوستان تنهاگرفته ایم اجازت ز باغبان تنهاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 671
اگلی نظمبه خرج رفت حیاتم ز هرزهکوشیهابه خاک ریخت شرابم ز خامجوشیهاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 673