صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 670غزل شمارهٔ 670شاعر: صائبوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: انهاصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںشکوفه شور فکنده است در گلستانهاشده است خوان زمین گم درین نمکدانها22نقل کریںگشوده است بهار از شکوفه دفتر عیششده است پر ز برات نشاط دامانها33نقل کریںز بس که ریخته است اختر شکوفه به خاکنشان ز کاهکشان میدهد خیابانها44نقل کریںز پردهپوشی برگ شکوفه، گردیده استمثال لیلی چادر گرفته، بستانها55نقل کریںز رشتهای که ز عقد گهر شکوفه کشیدشده است همچو صدف پر گهر گریبانها66نقل کریںسواد خاک چنان از شکوفه روشن شدکه سیر ماه توان کرد در شبستانها77نقل کریںزمین شده است ز برگ شکوفه سیمینتنگشوده است بغل باغ از خیابانها88نقل کریںشب دراز صبوحی کنند میخوارانکه گشت مشرق صبح از شکوفه بستانها99نقل کریںبه یک دو جام، مرا شیر گیر کن ساقیکه شیر مست شده است از شکوفه بستانها1010نقل کریںعجب که توبه تواند سفید گردیدنکه شست چهره تقوی به خون گلستانها1111نقل کریںچه عاجز گره دل شدی، به باغ خرامکه تیز کرده بهار از شکوفه، دندانها1212نقل کریںز زهد خشک اگر در جهان غباری بودز لوح خاطر ایام شست بارانها1313نقل کریںشده است چون رخ لیلی و سینه مجنونز جوش لاله و گل دامن بیابانها1414نقل کریںچنان گشایش دل عام شد که وا کردنددهن به خنده چو سوفار، جمله پیکانها1515نقل کریںز جوش گل رگ لعل است خار بر دیوارز لاله پنجه مرجان شده است مژگانها1616نقل کریںچگونه دل نبرد از سخنوران صائب؟که هست در نی کلک تو شکرستانها◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبه دور کاکل و زلف تو سنبلستانهاشده است خواب پریشان به چشم بستانهاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 669اگلی نظماگر چه خوش نبود سیر بوستان تنهاگرفته ایم اجازت ز باغبان تنهاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 671◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبه دور کاکل و زلف تو سنبلستانهاشده است خواب پریشان به چشم بستانهاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 669
اگلی نظماگر چه خوش نبود سیر بوستان تنهاگرفته ایم اجازت ز باغبان تنهاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 671