صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 669غزل شمارهٔ 669شاعر: صائبوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ستانهاصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبه دور کاکل و زلف تو سنبلستانهاشده است خواب پریشان به چشم بستانها2نقل کریںچنان به فکر تو صاحبدلان فرو رفتندکه غنچهای نشود باز در گلستانها3نقل کریںز شرم روی تو شمع و چراغها یکسرنفسگداخته رفتند از شبستانها4نقل کریںتبسم تو که تلخ است کام عاشق ازونهفته در دل هر مور، شکرستانها5نقل کریںستم مکن به ضعیفان که شد تبسم برقبدل به ناله جانسوز در نیستانها6نقل کریںچنان ز گرگ هوس خاطرم گزیده شده استکه چشم بسته کنم سیر یوسفستانها7نقل کریںدر آن حریم که روی تو بینقاب شودبه داغ شمع سیاهی شود شبستانها◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچنان که از نمک افزون شود جراحتهایکی هزار ز پرسش شود مصیبتهاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 668اگلی نظمشکوفه شور فکنده است در گلستانهاشده است خوان زمین گم درین نمکدانهاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 670آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچنان که از نمک افزون شود جراحتهایکی هزار ز پرسش شود مصیبتهاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 668
اگلی نظمشکوفه شور فکنده است در گلستانهاشده است خوان زمین گم درین نمکدانهاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 670