صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 668غزل شمارهٔ 668شاعر: صائبوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: تهاصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچنان که از نمک افزون شود جراحتهایکی هزار ز پرسش شود مصیبتها2نقل کریںمپوش چشم ز نظاره غبار ملالکه پیش خیز نشاط است گرد کلفتها3نقل کریںمده ز جهل مرکب به نام تن چو عقیقکه هست لازم تحصیل نام، ظلمتها4نقل کریںمدار چشم اقامت ز اعتبار جهانکه همچو سایه بال هماست دولتها5نقل کریںنمیتوان به خس و خار کشت آتش رایکی هزار شود عشق از نصیحتها6نقل کریںنبود حوصله چشم شور، ظرف مرابه خوردن دل خود ساختم ز نعمتها7نقل کریںز اشک، دیده یک آفریده رنگین نیستفسرده است درین عهد خون غیرتها8نقل کریںنکرده ساده دل خود ز فکر، گوشه مگیرکه انجمن شود از فکر پوچ، خلوتها9نقل کریںنفس ز دل به لبم میرسد به دشواریز بس گره شده در سینهام شکایتها10نقل کریںکسی ز خاک لحد شسته رو برون آیدکه شوید از عرق شرم، گرد خجلتها11نقل کریںگران شدن سبکی را در آستین داردکه هست لازم ثقل ثقیل خفتها12نقل کریںجریده شو که ندارد به عهد ما صائببه غیر خوردن دل دانه دام صحبتها◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمزهی به غمزه جانسوز برق مذهبهابه خنده شکرین نوبهار مشربهاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 667اگلی نظمبه دور کاکل و زلف تو سنبلستانهاشده است خواب پریشان به چشم بستانهاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 669آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمزهی به غمزه جانسوز برق مذهبهابه خنده شکرین نوبهار مشربهاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 667
اگلی نظمبه دور کاکل و زلف تو سنبلستانهاشده است خواب پریشان به چشم بستانهاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 669