زمین
بس که از طرز خرامت جلوهٔ مستانه ریخت
رنگ از روی چمن چون باده از پیمانه ریخت
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 412
شوخ بیباکیکه رنگ عیش هر کاشانه ریخت
خواست شمعی بر فروزد آتشم در خانه ریخت
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 413
هرکجا لعل تو رنگ خنده مستانه ریخت
از خجالت آبگوهر چون میاز پیمانه ریخت
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 414
پیش ساقی هر که آب رو درین میخانه ریخت
در دل پاک صدف چون ابر نیسان دانه ریخت
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 932