صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 412

غزل شمارهٔ 412

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انهریخت

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

بس که از طرز خرامت جلوهٔ مستانه ریخت

رنگ از روی چمن چون باده از پیمانه ریخت

22

حسرت وصل تو برد آسایش از بنیاد دل

پرتو شمعت شبیخونی درین ویرانه ریخت

33

فکر زلفت سینه‌چاکان را ز بس پیچیده است

می‌توان از قالب این قوم خشت شانه ریخت

44

خاک صحرا موجِ مِی‌ شد از تپیدن‌های دل

چشم‌ مستت‌ خون‌ این‌ بسمل عجب‌ مستانه ریخت

55

گر غبار خاطر شمعی نباشد در نظر

می‌توان صد صبح از خاکستر پروانه ریخت

66

عالمی را سرگذشت رفتگان از کار برد

رنگ خواب محفل ما پیش‌تر افسانه ریخت

77

گرد وحشت زین بیابان مدتی‌ گم گشته بود

گردباد امروز رنگ صورت دیوانه ریخت

88

ظالم از بی‌دستگاهی نیست بی‌تمهید ظلم

در حقیقت ارّه شمشیر است چون دندانه ریخت

99

سخت پابرجاست دور نشئهٔ مخموری‌ام

چون‌ کمانم باید از خمیازه رنگ خانه ریخت

1010

هر کجا بیدل مکافات عمل‌ گل می‌کند

دیدهٔ‌ دام از هجوم اشک خواهد دانه ریخت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

د‌ی ترنگی از شکست ساغرم ‌کل ‌کرد و ریخت

ششجهت ‌کیفیت چشم ترم‌ گل‌ کرد و ریخت

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 411

اگلی نظم

شوخ بی‌باکی‌که رنگ عیش هر کاشانه ریخت

خواست‌ شمعی‌ بر فروزد آتشم‌ در خانه ریخت

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 413

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

پیش ساقی هر که آب رو درین میخانه ریخت

در دل پاک صدف چون ابر نیسان دانه ریخت

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 932

چشم مخموری که ما را زهر در پیمانه ریخت

می تواند از نگاهی رنگ صد میخانه ریخت

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 933

شوخ بی‌باکی‌که رنگ عیش هر کاشانه ریخت

خواست‌ شمعی‌ بر فروزد آتشم‌ در خانه ریخت

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 413

هرکجا لعل تو رنگ خنده مستانه ریخت

از خجالت آب‌گوهر چون می‌از پیمانه ریخت

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 414

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور