صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 6440

غزل شمارهٔ 6440

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

قافیہ: یدن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

آڈیو
آڈیو
Toggle stanza 1
1

مکن منع تماشایی ز دیدن

که این گل کم نمی گردد به دیدن

2

کسی چون چشم بردارد ز رویی

که مانع شد عرق را از چکیدن

3

تو چون در جلوه آیی، سرو و گل را

فرامش می شود قامت کشیدن

4

مرا دست از دهان شکوه برداشت

گل از تغییر رنگ یار چیدن

5

ز خط گر پر برآری چون پریزاد

ز دام عشق نتوانی پریدن

6

مرا از خرمن افلاک، چون چشم

پر کاهی است حاصل از پریدن

7

دل وحشی چنان رام تو گردید

که جست از خاطرش فکر رمیدن

8

کمند گردن صید مرادست

ز مردم رشته الفت بریدن

9

درین محفل گر از روشندلانی

چو شمع انگشت خود باید گزیدن

10

به منزل بار خود افکنده بودم

اگر می رفت ره پیش از تپیدن

11

نگردد قطع راه عشق بی شوق

به پای خفته نتوان ره بریدن

12

به از جوش سخای چشمه سارست

جواب تلخ از دریا شنیدن

13

قناعت کن که چشم حرص را نیست

به زیر خاک چون دام آرمیدن

14

مزن زنهار لاف حق شناسی

چو نتوانی به کنه خود رسیدن

15

پس ازین چندین کشاکش، دام خود را

تهی می باید از دریا کشیدن

16

کم از کشورگشایی نیست صائب

گریبانی به دست خود دریدن

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گوشه آن نقاب را بشکن

ورق انتخاب را بشکن

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6439

اگلی نظم

رهن می ناب شد، جبه و دستار من

رفت به باد فنا، خرمن پندار من

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6441

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ناصر خسرو الانصاری - رحمة الله علیه - در صناعت شعر ماهر بود و در فنون حکمت کامل اما به سوی اعتقاد و میل به زندقه و الحاد متهم شده بود، و او را سفرنامه ایست که در اکثر معموره کرده و محاوراتی که با افاضل کرده در آنجا به نظم آورده و این ابیات که عین القضات - قدس سره - در کتاب زبده الحقایق ایراد کرده از جمله منظومات اوست:

همه جور من از بلغاریان است

جامی»بهارستان»روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران)»بخش 9 - ناصرخسرو

به دندان رخنه در پولاد کردن

به ناخن راه در خارا بریدن

جامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 35

کجا خواهی ز چنگ ما پریدن

کی داند دام قدرت را دریدن

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1904

آڈیو

0:000:00

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

0:000:00