شاعر: جامی
به دندان رخنه در پولاد کردن
به ناخن راه در خارا بریدن
فرو رفتن به آتشدان نگونسار
به پلک دیده آتش پاره چیدن
به فرق سر نهادن صد شتر بار
ز مشرق جانب مغرب دویدن
بسی بر جامی آسان تر نماید
ز بار منت دونان کشیدن
زمین
کجا خواهی ز چنگ ما پریدن
کی داند دام قدرت را دریدن
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1904
مکن منع تماشایی ز دیدن
که این گل کم نمی گردد به دیدن
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6440
ناصر خسرو الانصاری - رحمة الله علیه - در صناعت شعر ماهر بود و در فنون حکمت کامل اما به سوی اعتقاد و میل به زندقه و الحاد متهم شده بود، و او را سفرنامه ایست که در اکثر معموره کرده و محاوراتی که با افاضل کرده در آنجا به نظم آورده و این ابیات که عین القضات - قدس سره - در کتاب زبده الحقایق ایراد کرده از جمله منظومات اوست:
همه جور من از بلغاریان است
جامیبهارستانروضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران)بخش 9 - ناصرخسرو
فارسی متن کا ماخذ: گنجور