صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »بهارستان
  3. »روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران)
  4. »بخش 9 - ناصرخسرو

بخش 9 - ناصرخسرو

شاعر: جامی

ناصر خسرو الانصاری - رحمة الله علیه - در صناعت شعر ماهر بود و در فنون حکمت کامل اما به سوی اعتقاد و میل به زندقه و الحاد متهم شده بود، و او را سفرنامه ایست که در اکثر معموره کرده و محاوراتی که با افاضل کرده در آنجا به نظم آورده و این ابیات که عین القضات - قدس سره - در کتاب زبده الحقایق ایراد کرده از جمله منظومات اوست:

همه جور من از بلغاریان است

که مادامم همی باید کشیدن

گنه بلغاریان را نیز هم نیست

بگویم گر تو بتوانی شنیدن

خدایا این بلا و فتنه از توست

ولیکن کس نمی یارد چخیدن

همی آرند ترکان را ز بلغار

ز بهر پرده مردم دریدن

لب و دندان آن خوبان چون ماه

بدین خوبی نبایست آفریدن

که از عشق لب و دندان ایشان

به دندان لب همی باید گزیدن

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

فردوسی - رحمه الله تعالی، وی از طوس است و فضل و کمالات وی ظاهر کسی را که چون شاهنامه نظمی بود چه حاجت به مدح و تعریف دیگران.

می گویند که وی به دهقنت مشغول می بود، بر وی تعدی رفت، به قصد تظلم روی به غزنین که تختگاه سلطان محمود بود آورد و چون به آنجا رسید و بر باغستان آنجا می گذشت، دید که سه کس نشسته اند و به معاشرت اشتغال تمام دارند، دانست که از ملازمان سلطانند.

جامی»بهارستان»روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران)»بخش 8 - فردوسی

اگلی نظم

ازرقی هروی - رحمة الله علیه - در قواعد شعر ماهر بود و بر قوانین علم و حکمت کامل ممدوح او را عارضه ای حادث شد که قوت مباشرت ساقط گشت اطبا از معالجه آن عاجز آمدند.

ازرقی کتاب الفیه و شلفیه را به نظم آورد و تصویر کرد و غلامی را از خواص پادشاه با کنیزکی عقد بست و ایشان را در حرم پادشاه که میان ایشان و پادشاه شبکه ای بیش حایل نبود منزل داد و این کتاب را پیش ایشان نهاد و فرمود که بر آن صورتهای مختلف که در آن کتاب تصویر کرده بودند به معاشرت و مباشرت مشغول باشند و پادشاه را فرمود که از قفای شبکه بی وقوف ایشان احوال ایشان را مشاهده کند.

جامی»بهارستان»روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران)»بخش 10 - ازرقی هروی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

کجا خواهی ز چنگ ما پریدن

کی داند دام قدرت را دریدن

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1904

مکن منع تماشایی ز دیدن

که این گل کم نمی گردد به دیدن

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6440

به دندان رخنه در پولاد کردن

به ناخن راه در خارا بریدن

جامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 35

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور