جامی»دیوان اشعار»فاتحة الشباب»قطعات»شمارهٔ 36شمارهٔ 36شاعر: جامیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ینهمنصنف: قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبه جنگجو صنم خویش گفتم ای صد باررسیده سنگ جفایت بر آبگینه من2نقل کریںرسان به سینه من سینه را به رسم صفاکه پاک به دل همچون تویی ز کینه من3نقل کریںبه عشوه گفت تو را سینه گرچه صاف آمدگمان مبر که رسد در صفا به سینه من◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبه دندان رخنه در پولاد کردنبه ناخن راه در خارا بریدنجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 35اگلی نظمجامی ارباب کرم نایاب چون عنقا شدنداهل همت را بود قاف قناعت فرض عینجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 37ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمجامی ارباب کرم نایاب چون عنقا شدنداهل همت را بود قاف قناعت فرض عینجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 37