تا آفتاب رایت گل آشکار شد
از توبه شکسته جهان لاله زار شد
مغزی که بود مستند فرمانروای عقل
پامال ترکتاز نسیم بهار شد
رنگی که از شکستگی آن رو فتاده بود
از پرتو سهیل قدح لاله زار شد
بر سرکشان به خلق توان دست یافتن
بوی گل پیاده به صرصر سوار شد
افتادگی گزین که به این کرسی بلند
شبنم قدم گذاشت به خورشید یار شد
بر شاخ سرو تکیه چو قمری چرا کنم
نتوان به دوش مردم آزاده بار شد
هر کس به صدق در قدم خم گذاشت سر
در عرض یک دو هفته فلاطون شعار شد
صائب به کاوش مژده امیدوار باش
زین ره عقیق کرد سفر نامدار شد
زمین
آمد بهار خرم و رحمت نثار شد
سوسن چو ذوالفقار علی آبدار شد
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 871
هر چند دست و پا زدم آشفته تر شدم
ساگن شدم ، میانهٔ دریا کنار شد
عرفیغزلیاتغزل شمارهٔ 218
هرکس به روز نیک مرا غمگسار شد
در روز بد مرا دژم روزگار شد
عرفیغزلیاتغزل شمارهٔ 321
تا بهله محرم کمر آن نگار شد
دست ز کار رفته ام امیدوار شد
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4099
فارسی متن کا ماخذ: گنجور