سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 5 - در وصف بهارقصیدهٔ شمارهٔ 5 - در وصف بهارشاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ابرخاستہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: قصیدهصداکاران: فاطمه زندی، حمیدرضا محمدیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںعلم دولت نوروز به صحرا برخاستزحمت لشکر سرما ز سر ما برخاست22نقل کریںبر عروسان چمن بست صبا هر گهریکه به غواصی ابر از دل دریا برخاست33نقل کریںتا رباید کله قاقم برف از سر کوهیزک تابش خورشید به یغما برخاست44نقل کریںطبق باغ پر از نقل و ریاحین کردندشکر آن را که زمین از تب سرما برخاست55نقل کریںاین چه بوییست که از ساحت خلخ بدمید؟وین چه بادیست که از جانب یغما برخاست؟66نقل کریںچه هواییست که خلدش به تحسر بنشست؟چه زمینیست که چرخش به تولا برخاست77نقل کریںطارم اخضر از عکس چمن حمرا گشتبس که از طرف چمن لؤلؤ لالا برخاست88نقل کریںموسم نغمهٔ چنگست که در بزم صبوحبلبلان را ز چمن ناله و غوغا برخاست99نقل کریںبوی آلودگی از خرقهٔ صوفی آمدسوز دیوانگی از سینهٔ دانا برخاست1010نقل کریںاز زمین نالهٔ عشاق به گردون بر شدوز ثری نعرهٔ مستان به ثریا برخاست1111نقل کریںعارف امروز به ذوقی بر شاهد بنشستکه دل زاهد از اندیشهٔ فردا برخاست1212نقل کریںهر دلی را هوس روی گلی در سر شدکه نه این مشغله از بلبل تنها برخاست1313نقل کریںگوییا پردهٔ معشوق برافتاد از پیشقلم عافیت از عاشق شیدا برخاست1414نقل کریںهر کجا طلعت خورشیدرخی سایه فکندبیدلی خسته، کمربسته چو جوزا برخاست1515نقل کریںهرکجا سروقدی چهره چو یوسف بنمودعاشقی سوخته خرمن چو زلیخا برخاست1616نقل کریںبا رخش لاله ندانم به چه رونق بشکفتبا قدش سرو ندانم به چه یارا برخاست1717نقل کریںسر به بالین عدم بازنه ای نرگس مستکه ز خواب سحر آن نرگس شهلا برخاست1818نقل کریںبه سخن گفتن او عقل ز هر دل برمیدعاشق آن قد مستم که چه زیبا برخاست1919نقل کریںروز رویش چو برانداخت نقاب شب زلفگفتی از روز قیامت شب یلدا برخاست2020نقل کریںترک عشقش بنه صبر چنان غارت کردکه حجاب از حرم راز معما برخاست2121نقل کریںسعدیا تا کی ازین نامه سیه کردن؟ بسکه قلم را به سر از دست تو سودا برخاست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمرفتی و صدهزار دلت دست در رِکیبای جان اهل دل که تواند ز جان شکیب؟سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 4 - در وداع شاه جهان سعد بن ابیبکراگلی نظمهر آن نصیبه که پیش از وجود ننهادستهر آن که در طلبش سعی میکند بادستسعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 6 - موعظه و نصیحت◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںآن چه نور است که از وادی بطحا برخاستکه همه کون و مکانش به تماشا برخاستجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 72نه خط از چهره آن آینه سیما برخاستکه درین آینه، جوهر به تماشا برخاستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1416◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیحمیدرضا محمدیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمرفتی و صدهزار دلت دست در رِکیبای جان اهل دل که تواند ز جان شکیب؟سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 4 - در وداع شاه جهان سعد بن ابیبکر
اگلی نظمهر آن نصیبه که پیش از وجود ننهادستهر آن که در طلبش سعی میکند بادستسعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 6 - موعظه و نصیحت
آن چه نور است که از وادی بطحا برخاستکه همه کون و مکانش به تماشا برخاستجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 72
نه خط از چهره آن آینه سیما برخاستکه درین آینه، جوهر به تماشا برخاستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1416