سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 4 - در وداع شاه جهان سعد بن ابیبکرقصیدهٔ شمارهٔ 4 - در وداع شاه جهان سعد بن ابیبکرشاعر: سعدیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: یبہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: قصیدهصداکاران: فاطمه زندی، حمیدرضا محمدیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںرفتی و صدهزار دلت دست در رِکیبای جان اهل دل که تواند ز جان شکیب؟2نقل کریںگویی که احتمال کند مدتی فراقآن را که یک نفس نبود طاقت عِتیب؟3نقل کریںتا همچو آفتاب برآیی دگر ز شرقما جمله دیده بر ره و انگشت بر حِسیب4نقل کریںاز دست قاصدی که کتابی به من رسددر پای قاصد افتم و بر سر نهم کتیب5نقل کریںچون دیگران ز دل نروی گر روی ز چشمکاندر میان جانی و از دیده در حِجیب6نقل کریںامّید روز وصل دل خلق میدهدورنه فراق خون بچکانیدی از نهیب7نقل کریںدر بوستانسرای تو بعد از تو کی شودخندان انار و، تازه به و، سرخروی سیب؟8نقل کریںاین عید متفق نشود خلق را نشاطعید آنکه بر رسیدنت آذین کنند و زیب9نقل کریںاین طلعت خجسته که با توست غم مدارکاقبال یاورت بود اندر فراز و شیب10نقل کریںهمراه توست خاطر سعدی به حکم آنکخلق خوشت چو گفتهٔ سعدیست دلفریب11نقل کریںتأیید و نصرت و ظفرت باد همعنانهر بامداد و شب که نهی پای در رِکیب◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآن روی بین که حسن بپوشید ماه راوآن دام زلف و دانهٔ خال سیاه راسعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 3 - در ستایش اتابک مظفرالدین سلجوقشاهاگلی نظمعلم دولت نوروز به صحرا برخاستزحمت لشکر سرما ز سر ما برخاستسعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 5 - در وصف بهارزمینہم وزن و قافیہ نظمیںهر صبح کآفتاب رخت سر زند ز جیبگر من چو صبح چاک زنم جیب جان چه عیبجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 88آمد بهار خرم با رنگ و بوی طیببا صد هزار نزهت و آرایش عجیبرودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 10فریاد از آن دو چشمک جادوی دلفریبفریاد از آن دو کافر غازی با نهیبسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 23آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیحمیدرضا محمدیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآن روی بین که حسن بپوشید ماه راوآن دام زلف و دانهٔ خال سیاه راسعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 3 - در ستایش اتابک مظفرالدین سلجوقشاه
اگلی نظمعلم دولت نوروز به صحرا برخاستزحمت لشکر سرما ز سر ما برخاستسعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 5 - در وصف بهار
هر صبح کآفتاب رخت سر زند ز جیبگر من چو صبح چاک زنم جیب جان چه عیبجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 88
فریاد از آن دو چشمک جادوی دلفریبفریاد از آن دو کافر غازی با نهیبسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 23