صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رودکی
  2. »قصاید و قطعات
  3. »شمارهٔ 10

شمارهٔ 10

شاعر: رودکی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: یب

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
11

آمد بهار خرم با رنگ و بوی طیب

با صد هزار نزهت و آرایش عجیب

22

شاید که مرد پیر بدین گه شود جوان

گیتی بَدیل یافت شباب از پی مشیب

33

چرخ بزرگوار یکی لشکری بکرد

لشکرْش ابر تیره و باد صبا نقیب

44

نَفّاط برق روشن و تندرْش طبل‌زن

دیدم هزار خیل و ندیدم چنین مهیب

55

آن ابر بین که گرید چون مرد سوگوار

وآن رعد بین که نالد چون عاشق کئیب

66

خورشید را ز ابر دمد روی گاه‌گاه

چونان حصاره‌ای که گذر دارد از رقیب

77

یک چند روزگار‌ جهان دردمند بود

به شد که یافت بوی سمن، باد را طبیب

88

باران مشک‌بوی ببارید نو به نو

وز برگ برکشید یکی حُلهٔ قصیب

99

کُنجی که برف پیش همی داشت گُل گرفت

هر جویَکی که خشک همی بود شد رطیب

1010

تندر میان دشت همی باد بردمد

برق از میان ابر همی برکشد قضیب

1111

لاله میان کشت بخندد همی ز دور

چون پنجهٔ عروس به حنّا شده خضیب

1212

بلبل همی بخوانَد در شاخسار بید

سار از درخت سرو مر او را شده مجیب

1313

صُلصُل به سروبن بر، با نغمهٔ کهن

بلبل به شاخ گل بر، با لحنک غریب

1414

اکنون خورید باده و اکنون زیید شاد

که‌اکنون برد نصیب حبیب از بر حبیب

1515

ساقی گزین و باده و می خور به بانگ زیر

کز کشت، سار نالد و از باغ عندلیب

1616

هر چند نوبهار جهان است به چشم خوب

دیدار خواجه خوب‌تر، آن مهتر حسیب

1717

شیب تو با فراز و فراز تو با نشیب

فرزند آدمی به تو اندر به شیب و تیب

1818

دیدی تو ریژ و کام بدو اندرون بسی

با ریْدَکان مطرب بودی به فر و زیب

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

با عاشقان نشین و همه عاشقی گزین

با هر که نیست عاشق کم کن قرینیا

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 9

اگلی نظم

گل صدبرگ و مشک و عنبر و سیب

یاسمین سپید و موردِ بزیب

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 11

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

هر صبح کآفتاب رخت سر زند ز جیب

گر من چو صبح چاک زنم جیب جان چه عیب

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 88

رفتی و صدهزار دلت دست در رِکیب

ای جان اهل دل که تواند ز جان شکیب؟

سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 4 - در وداع شاه جهان سعد بن ابی‌بکر

فریاد از آن دو چشمک جادوی دلفریب

فریاد از آن دو کافر غازی با نهیب

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 23

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور