زمین
کودکی از بنی هاشم با یکی از ارباب مکارم بی ادبی کرد، شکایت به عمش بردند، خواست تا وی را ادب کند گفت: ای عم من کردم آنچه کردم و عقل من با من نبود، تو بکن آنچه می کنی و عقل تو با توست.
گر سفیهی به حکم نفس و هوا
جامیبهارستانروضهٔ سوم (در ذکر پادشاهان)بخش 17
آوخ آوخ چو من وفاداری
در تمنای چون تو خونخواری
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3145
ساقیا ساقیا روا داری
که رود روز ما به هشیاری
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3147
رو، مسلم تراست بیکاری
چونک اندر عنایت یاری
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3158
عشق در کفر کرد اظهاری
بست ایمان ز ترس زناری
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3163
هر شبی با دلی و صد زاری
منم و آب چشم و بیداری
سعدیدیوان اشعارملحقات و مفرداتشمارهٔ 25
نادان را به از خاموشی نیست وگر این مصلحت بدانستی نادان نبودی.
چون نداری کمالِ فضل آن به
سعدیگلستانباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 35