زمین
لبش میبوسم و در میکشم می
به آب زندگانی بردهام پی
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 431
هلا ای آب حیوان از نوایی
همیگردان مرا چون آسیایی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2674
چه دلشادم به دلدار خدایی
خدایا تو نگهدار از جدایی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2706
بیا ای غم که تو بس باوفایی
که ابر قطرههای اشکهایی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2710
نخست از فکرِ خویشم در تحیّر
چه چیز است آن که خوانندش تفکّر
شیخ محمود شبستریگلشن رازبخش 3 - سؤال در ماهیّت فکرت
پدر گفتش که چیزی بایدت خواست
که آن در حضرت عزت بود راست
عطارالهی نامهبخش هفتمجواب پدر
مرا گر صاحب دیوان اعلی
چرا گوید به خدمت مینیایی
سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 197
چه سرپوشیدگان مرد بودند
که گوی نخوت از مردان ربودند
سعدیمواعظمثنویاتشمارهٔ 8
خردمندی را که در زمرهٔ اجلاف سخن ببندد شگفت مدار، که آواز بربط با غلبهٔ دهل بر نیاید و بوی عنبر از گند سیر فرو ماند.
بلند آواز نادان گردن افراخت
سعدیگلستانباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 52
هر که بر زیردستان نبخشاید، به جور زبردستان گرفتار آید.
نه هر بازو که در وی قوتی هست
سعدیگلستانباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 98