صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »گلستان
  3. »باب هشتم در آداب صحبت
  4. »حکمت شمارهٔ 52

حکمت شمارهٔ 52

شاعر: سعدی

انگریزی ترجمہ: ریہاتسیک

Be not astonished when a wise man ceases to speak in company of vile persons, since the melody of a harp cannot overcome the noise of a drum and the perfume of ambergris must succumb to the stench of rotten garlic.

A blatant ignoramus proudly lifted his neck Because he had overcome a scholar by his impudence. Knowest thou not that the Hejazi musical tune Succumbs to the roar of the drum of war?

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

حکیمی که با جُهّال دراُفتد توقعِ عزّت ندارد وگر جاهلی به ‌زبان‌آوری بر حکیمی غالب آید عجب نیست که سنگی‌ست که گوهر همی‌شکند.

نه عجب گر فرو رود نَفَسَش

سعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 51

اگلی نظم

جوهر اگر در خلاب افتد، همچنان نفیس است و غبار اگر به فلک رسد، همان خسیس. استعداد بی تربیت دریغ است و، تربیت نامستعد ضایع. خاکستر نسبی عالی دارد که آتش جوهر علویست ولیکن چون به نفس خود هنری ندارد، با خاک برابر است و قیمت شَکَر نه از نی است ، که آن خود خاصیت وی است.

چو کنعان را طبیعت بی هنر بُود

سعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 53

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

لبش می‌بوسم و در می‌کشم می

به آب زندگانی برده‌ام پی

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 431

هلا ای آب حیوان از نوایی

همی‌گردان مرا چون آسیایی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2674

چه دلشادم به دلدار خدایی

خدایا تو نگهدار از جدایی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2706

بیا ای غم که تو بس باوفایی

که ابر قطره‌های اشک‌هایی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2710

نخست از فکرِ خویشم در تحیّر

چه چیز است آن که خوانندش تفکّر

شیخ محمود شبستری»گلشن راز»بخش 3 - سؤال در ماهیّت فکرت

پدر گفتش که چیزی بایدت خواست

که آن در حضرت عزت بود راست

عطار»الهی نامه»بخش هفتم»جواب پدر

مرا گر صاحب دیوان اعلی

چرا گوید به خدمت می‌نیایی

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 197

نخست اندیشه کن آنگاه گفتار

که نامحکم بود بی‌اصل دیوار

سعدی»مواعظ»مثنویات»شمارهٔ 5

چه سرپوشیدگان مرد بودند

که گوی نخوت از مردان ربودند

سعدی»مواعظ»مثنویات»شمارهٔ 8

هر که بر زیردستان نبخشاید، به جور زبردستان گرفتار آید.

نه هر بازو که در وی قوتی هست

سعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 98

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00