صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »گلستان
  3. »باب هشتم در آداب صحبت
  4. »حکمت شمارهٔ 98

حکمت شمارهٔ 98

شاعر: سعدی

انگریزی ترجمہ: ریہاتسیک

Who has no mercy upon inferiors will suffer from the tyranny of superiors.

Not every arm which contains strength Breaks the hand of the weak for showing bravery. Injure not the heart of the helpless For thou wilt succumb to the force of a strong man.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

زر از معدن به کان کندن به در آید وز دست بخیل به جان کندن.

دونان نخورند و گوش دارند

سعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 97

اگلی نظم

عاقل چون خلاف اندر میان آمد بجهد و چو صلح بیند لنگر بنهد که آنجا سلامت بر کران است و اینجا حلاوت در میان.

مقامر را سه شش می‌باید، ولیکن سه یک می‌آید.

سعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 99

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

لبش می‌بوسم و در می‌کشم می

به آب زندگانی برده‌ام پی

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 431

هلا ای آب حیوان از نوایی

همی‌گردان مرا چون آسیایی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2674

چه دلشادم به دلدار خدایی

خدایا تو نگهدار از جدایی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2706

بیا ای غم که تو بس باوفایی

که ابر قطره‌های اشک‌هایی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2710

نخست از فکرِ خویشم در تحیّر

چه چیز است آن که خوانندش تفکّر

شیخ محمود شبستری»گلشن راز»بخش 3 - سؤال در ماهیّت فکرت

پدر گفتش که چیزی بایدت خواست

که آن در حضرت عزت بود راست

عطار»الهی نامه»بخش هفتم»جواب پدر

مرا گر صاحب دیوان اعلی

چرا گوید به خدمت می‌نیایی

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 197

نخست اندیشه کن آنگاه گفتار

که نامحکم بود بی‌اصل دیوار

سعدی»مواعظ»مثنویات»شمارهٔ 5

چه سرپوشیدگان مرد بودند

که گوی نخوت از مردان ربودند

سعدی»مواعظ»مثنویات»شمارهٔ 8

خردمندی را که در زمرهٔ اجلاف سخن ببندد شگفت مدار، که آواز بربط با غلبهٔ دهل بر نیاید و بوی عنبر از گند سیر فرو ماند.

بلند آواز نادان گردن افراخت

سعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 52

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00