صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »مواعظ
  3. »قصاید
  4. »قصیدهٔ شمارهٔ 54 - در ستایش

قصیدهٔ شمارهٔ 54 - در ستایش

شاعر: سعدی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ادی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
1

به خرمی و به خیر آمدی و آزادی

که از صروف زمان در امان حق بادی

2

به اتفاق همایون و طلعت میمون

دری ز شادی بر روی خلق بگشادی

3

به هر مقام که پای مبارکت برسد

زمانه را نرسد دست جور و بیدادی

4

بزرگ پیش خداوند بنده‌ای باشد

که بندگان خدایش کنند آزادی

5

بهشت گرچه پرآسایشست و ناز و نعیم

جز آن متاع نیابی که خود فرستادی

6

تو را سلامت دنیا و آخرت باشد

که بیخ خیر نشاندی و داد حق دادی

7

دعای زنده‌دلانت بلا بگرداند

غم رعیت و درویش بردهد شادی

8

خدای عزوجل از تو بنده خشنودست

وزان پدر که تو فرزند پرهنر زادی

9

ملوک روی زمین بر سواد منشورت

نهاده سر چو قلم بر بیاض بغدادی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چه دعا گویمت ای سایهٔ میمون همای

یارب این سایه بسی بر سر اسلام بپای

سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 53 - در ستایش ترکان خاتون و پسرش اتابک محمد

اگلی نظم

ای نفس اگر به دیدهٔ تحقیق بنگری

درویشی اختیار کنی بر توانگری

سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 55 - در پند و اندرز

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چه باده بود که در دور از بگه دادی

که می‌شکافد دور زمانه از شادی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3052

بداد پندم استاد عشق ز استادی

که هین بترس ز هر کس که دل بدو دادی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3099

پدید گشت یکی آهوی در این وادی

به چشم آتش افکند در همه نادی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3103

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور