شاعر: سعدی
تَتَری گر کُشد مُخَنَّث را
تَتَری را دگر نباید کُشت
چند باشد چو جِسرِ بغدادش
آب در زیر و آدمی در پشت؟
زمین
خواجه آورد بهر سفره ما
پشت آن یک دو گوسفند که کشت
جامیدیوان اشعارقطعاتشمارهٔ 45
تا سمو سر برآورید از دشت
گشت زنگار گون همه لب کشت
رودکیمثنویهاابیات به جا مانده از مثنوی بحر خفیفپاره 1
زرع و ذرع از بهار شد چو بهشت
زرع کشتست و ذرع گوشهٔ کشت
رودکیمثنویهاابیات به جا مانده از مثنوی بحر خفیفپاره 3
زر به اَمرَد کسی دهد بهگزاف
که نداند طریقتِ زردشت
سعدیخبیثات و مجالس الهزلخبیثاتشمارهٔ 5
فارسی متن کا ماخذ: گنجور