زرع و ذرع از بهار شد چو بهشت
زرع کشتست و ذرع گوشهٔ کشت
زمین
خواجه آورد بهر سفره ما
پشت آن یک دو گوسفند که کشت
جامیدیوان اشعارقطعاتشمارهٔ 45
زر به اَمرَد کسی دهد بهگزاف
که نداند طریقتِ زردشت
سعدیخبیثات و مجالس الهزلخبیثاتشمارهٔ 5
تَتَری گر کُشد مُخَنَّث را
تَتَری را دگر نباید کُشت
سعدیخبیثات و مجالس الهزلخبیثاتشمارهٔ 7
تا سمو سر برآورید از دشت
گشت زنگار گون همه لب کشت
رودکیمثنویهاابیات به جا مانده از مثنوی بحر خفیفپاره 1
فارسی متن کا ماخذ: گنجور