صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »گلستان
  3. »باب اول در سیرت پادشاهان
  4. »حکایت شمارهٔ 22

حکایت شمارهٔ 22

شاعر: سعدی

انگریزی ترجمہ: ریہاتسیک

A king was subject to a terrible disease, the mention of which is not sanctioned by custom. The tribe of Yunani physicians agreed that this pain cannot be allayed except by means of the bile of a person endued with certain qualities. Orders having been issued to search for an individual of this kind, the son of a landholder was discovered to possess the qualities mentioned by the doctors. The king summoned the father and mother of the boy whose consent he obtained by giving them immense wealth. The qazi issued a judicial decree that it is permissible to shed the blood of one subject for the safety of the king and the executioner was ready to slay the boy who then looked heavenwards and smiled. The king asked: ‘What occasion for laughter is there in such a position?’ The youth replied: ‘A son looks to the affection of his father and mother to bring his case before the qazi and to ask justice from the padshah. In the present instance, however, the father and mother have for the trash of this world surrendered my blood, the qazi has issued a decree to kill me, the sultan thinks he will recover his health only through my destruction and I see no other refuge besides God the most high.’

To whom shall I complain against thy hand If I am to seek justice also from thy hand?

The sultan became troubled at these words, tears rushed to his eyes and he said: ‘It is better for me to perish than to shed innocent blood.’ He kissed the head and eyes of the youth, presented him with boundless wealth and it is said that the king also recovered his health during that week.

I also remember the distich recited By the elephant-driver on the bank of the Nile: ‘If thou knewest the state of the ant under thy foot It is like thy own condition under the foot of an elephant.’

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

مردم‌آزاری را حکایت کنند که سنگی بر سر صالحی زد. درویش را مجالِ انتقام نبود. سنگ را نگاه همی‌داشت تا زمانی که مَلِک را بر آن لشکری خشم آمد و در چاه کرد. درویش اندر آمد و سنگ در سرش کوفت. گفتا: تو کیستی و مرا این سنگ چرا زدی؟ گفت: من فلانم و این همان سنگ است که در فلان تاریخ بر سر من زدی. گفت: چندین روزگار کجا بودی؟ گفت: از جاهت اندیشه همی‌کردم. اکنون که در چاهت دیدم، فرصت غنیمت دانستم.

ناسزایی را که بینی بخت‌یار

سعدی»گلستان»باب اول در سیرت پادشاهان»حکایت شمارهٔ 21

اگلی نظم

یکی از بندگانِ عَمْروِ لَیْث گریخته بود. کسان در عقبش برفتند و باز آوردند. وزیر را با وی غرضی بود و اشارت به کشتن فرمود تا دگر بندگان چنین فعل روا ندارند. بنده پیشِ عمرو سر بر زمین نهاد و گفت:

هر چه رود بر سرم چون تو پسندی رواست

سعدی»گلستان»باب اول در سیرت پادشاهان»حکایت شمارهٔ 23

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

هر گه خوانی «الف بی » ای حورنژاد

از دست دو «دال و الفت » خواهم داد

جامی»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 30

بر عزم سفر دلی ز گیتی ناشاد

رفتم به وداع آن بت حور نژاد

جامی»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 31

بر گوشه چشم تو که چشمش مرساد

دانی ز چه خاست آن کبودی که فتاد

جامی»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 39

کس مشکل اسرار اجل را نگشاد

کس یک قدم از دایره بیرون ننهاد

خیام»رباعیات»رباعی شمارهٔ 82

کس مشکل اسرارِ فلک را نگشاد

کس یک قدم از نهاد بیرون ننهاد

خیام»رباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلی»رباعیات محتمل»شمارهٔ 14

ای از قدمت خاک زمین خرم و شاد

شد حامله از شادی و صد غنچه بزاد

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 545

ای دوست مگو تو بنده‌ای یا آزاد

بنده که خرد برای زشتی و فساد

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 554

تا گوهر جان در این طبایع افتاد

همسایه شدند با وی این چار فساد

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 609

نایی ببرید از نیستان استاد

با نه سوراخ و آدمش نام نهاد

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 611

خوابم ز خیال روی تو پشت بداد

وز تو ز خیال تو همی خواهم داد

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 648

مزید تلاش کریں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00