صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »گلستان
  3. »باب هشتم در آداب صحبت
  4. »حکمت شمارهٔ 53

حکمت شمارهٔ 53

شاعر: سعدی

انگریزی ترجمہ: ریہاتسیک

Even after falling into mud a jewel retains its costliness, and dust, although it may rise into the sky, is as contemptible as before. Capacity without education is deplorable and education without capacity is thrown away. Ashes are of high origin because the nature of fire is superior, but as they have no value of their own, they are similar to earth and the price of sugar arises not from. the cane but from its own quality.

The land of Canaan having no natural excellence, The birth of a prophet therein could not enhance its worth. Display thy virtue if thou hast any, not thy origin. The rose is the offspring of thorns and Abraham of Azer.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

خردمندی را که در زمرهٔ اجلاف سخن ببندد شگفت مدار، که آواز بربط با غلبهٔ دهل بر نیاید و بوی عنبر از گند سیر فرو ماند.

بلند آواز نادان گردن افراخت

سعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 52

اگلی نظم

مشک آن است که ببوید نه آن که عطار بگوید.

دانا چو طبلهٔ عطار است، خاموش و هنرنمای. و نادان خود طبل غازی، بلندآواز و میان‌تهی.

سعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 54

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

دلا منشین درین ویرانه چون چغد

سوی مرغان قدسی آشیان پر

جامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 23

قدت سرویست جانا سایه پرور

به صد دل در هوای او صنوبر

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 168

زهی نور تو از هر ذره ظاهر

کمال وحدت ذات تو قاهر

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 247

ز رشک قدت ای سرو سمنبر

به صد پاره دلی دارد صنوبر

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 433

به خونم گر کشی تیغ ای ستمگر

نخواهد شد تمنای تو از سر

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 434

کند گل چون رخت خود را تصور

ازان دارد ز گل غنچه دلی پر

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 436

در این سرما و باران یار خوشتر

نگار اندر کنار و عشق در سر

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1047

الا تا ننگری در روی نیکو

که آن جسمست و جانش خوی نیکو

سعدی»مواعظ»مثنویات»شمارهٔ 39

جوان سخت رو در راه باید

که با پیران بی‌قوّت بپاید

سعدی»مواعظ»مثنویات»شمارهٔ 40

نصیحت از دشمن پذیرفتن خطاست ولیکن شنیدن رواست تا به خلاف آن کار کنی که آن عین صواب است.

حذر کن زآنچه دشمن گوید آن کن

سعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 17

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00