The earth receives showers from heaven and gives to it only dust. Every vessel exudes what it contains.
If my humour appears to thee unbecoming Lose not thy own good humour.
زمین
الا ای طوطیِ گویایِ اسرار!
مبادا خالیَت شَکَّر ز مِنقار
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 245
بگرد فتنه میگردی دگربار
لب بامست و مستی هوش میدار
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1039
منم از جان خود بیزار بیزار
اگر باشد تو را از بنده آزار
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1042
خداوند خداوندان اسرار
زهی خورشید در خورشید انوار
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1048
مرا میگفت دوش آن یار عیار
سگ عاشق به از شیران هشیار
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1174
قدم درنه اگر مردی درین کار
حجاب تو تویی از پیش بردار
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 384
میی درده که در ده نیست هشیار
چه خفتی عمر شد برخیز و هشدار
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 385
درآمد دوش ترکم مست و هشیار
ز سر تا پای او اقرار و انکار
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 388