صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »گلستان
  3. »باب دوم در اخلاق درویشان
  4. »حکایتِ شمارهٔ 42

حکایتِ شمارهٔ 42

شاعر: سعدی

انگریزی ترجمہ: ریہاتسیک

A pious man saw an acrobat in great dudgeon, full of wrath and foaming at the mouth. He asked: ‘What is the matter with this fellow?’ A bystander said: ‘Someone has insulted him.’ He remarked: ‘This base wretch is able to lift a thousand mann of stones and has not the power to bear one word.’

Abandon thy claim to strength and manliness. Thou art weak-minded and base, whether thou be a man or woman. If thou art able, make a sweet mouth. It is not manliness to strike the fist on a mouth.

Although able to tear up an elephant’s front He is not a man who possessed no humanity. A man’s nature is of earth. If he is not humble he is not a man.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

این حکایت شنو که در بغداد

رایت و پرده را خلاف افتاد

سعدی»گلستان»باب دوم در اخلاق درویشان»حکایت شمارهٔ 41

اگلی نظم

بزرگی را پرسیدم از سیرت اخوان صفا. گفت: کمینه آن که مراد خاطر یاران بر مصالح خویش مقدّم دارد و حکما گفته‌اند: برادر که در بند خویش است نه برادر و نه خویش است.

همراه اگر شتاب کند، همره تو نیست

سعدی»گلستان»باب دوم در اخلاق درویشان»حکایت شمارهٔ 43

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آخر ای سرو خرامان ز کدامین چمنی

که ز سر تا قدم آشوب دل و جان منی

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 961

به شکرخنده بتا نرخ شکر می‌شکنی

چه زند پیش عقیق تو عقیق یمنی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2884

دل نبندند عزیزان جهان در وطنی

که به یوسف ندهد وقت سفر پیرهنی

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6829

در همه شهر خبر شد که تو معشوق منی

این همه دوری و پرهیز و تکبر چه کنی

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 825

من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنی

یا چه کردم که نگه باز به من می‌نکنی

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 607

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00