صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 577

غزل شمارهٔ 577

شاعر: سعدی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ازی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11
امیدوارم اگر صد رهم بیندازی
که بار دیگرم از روی لطف بنوازی
22
چو روزگار نسازد ستیزه نتوان برد
ضرورت است که با روزگار در سازی
33
جفای عشق تو بر عقل من همان مثل است
که سرگزیت به کافر همی‌دهد غازی
44
دریغ بازوی تقوا که دست رنگینت
به عقل من به سرانگشت می‌کند بازی
55
بسی مطالعه کردیم نقش عالم را
ز هر که در نظر آید به حسن ممتازی
66
هزار چون من اگر محنت و بلا بیند
تو را از آن چه که در نعمتی و در نازی
77
حدیث عشق تو پیدا نکردمی بر خلق
گر آب دیده نکردی به گریه غمازی
88
زهی سوار که صد دل به غمزه‌ای ببری
هزار صید به یک تاختن بیندازی
99
تو را چو سعدی اگر بنده‌ای بوَد چه شود
که در رکاب تو باشد غلام شیرازی
1010
گرش به قهر برانی به لطف بازآید
که زر همان بود ار چند بار بگدازی
1111
چو آب می‌رود این پارسی به قوت طبع
نه مرکبیست که از وی سبق برد تازی
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

اگر کلاله مشکین ز رخ براندازی

کنند در قدمت عاشقان سراندازی

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 576

اگلی نظم

تو خود به صحبت امثال ما نپردازی

نظر به حال پریشان ما نیندازی

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 578

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

تو خود به غمزه سراسر کرشمه و نازی

چه حاجت است که با ما کرشمه ای سازی

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1885

عروس حجله طبعم که شاهد سخن است

ز آب و خاک خراسان چو دید ناسازی

جامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 36

مآل تیغ زبان نیست غیر سربازی

به زیر تیغ کنی چند گردن افرازی؟

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6860

چو برقع از رخ زیبای خود براندازی

بگو نظارگیان را صلای جانبازی

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 262

اگر کلاله مشکین ز رخ براندازی

کنند در قدمت عاشقان سراندازی

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 576

تو خود به صحبت امثال ما نپردازی

نظر به حال پریشان ما نیندازی

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 578

مشورت با زنان تباه است و سخاوت با مفسدان گناه.

خبیث را چو تعهد کنی و بنوازی

سعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 48

رحم آوردن بر بدان ستم است بر نیکان، عفو کردن از ظالمان جور است بر درویشان.

خبیث را چو تعهد کنی و بنوازی

سعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 8

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00