سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 328غزل شمارهٔ 328شاعر: سعدیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: نشہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںرها نمیکند ایام در کنار منشکه داد خود بستانم به بوسه از دهنش2نقل کریںهمان کمند بگیرم که صید خاطر خلقبدان همیکند و درکشم به خویشتنش3نقل کریںولیک دست نیارم زدن در آن سر زلفکه مبلغی دل خلق است زیر هر شکنش4نقل کریںغلام قامت آن لعبتم که بر قد اوبریدهاند لطافت چو جامه بر بدنش5نقل کریںز رنگ و بوی تو ای سروقد سیماندامبرفت رونق نسرین باغ و نسترنش6نقل کریںیکی به حکم نظر پای در گلستان نهکه پایمال کنی ارغوان و یاسمنش7نقل کریںخوشا تفرج نوروز خاصه در شیرازکه برکند دل مرد مسافر از وطنش8نقل کریںعزیز مصر چمن شد جمال یوسف گلصبا به شهر درآورد بوی پیرهنش9نقل کریںشگفت نیست گر از غیرت تو بر گلزاربگرید ابر و بخندد شکوفه بر چمنش10نقل کریںدر این روش که تویی گر به مرده برگذریعجب نباشد اگر نعره آید از کفنش11نقل کریںنماند فتنه در ایام شاه جز سعدیکه بر جمال تو فتنهست و خلق بر سخنش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون برآمد ماهروی از مطلع پیراهنشچشم بد را گفتم الحمدی بدم پیرامنشسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 327اگلی نظمخوش است درد که باشد امید درمانشدراز نیست بیابان که هست پایانشسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 329زمینہم وزن و قافیہ نظمیںقبا و پیرهن او که می رسد به تنشمن از قباش به رشکم، قبا ز پیرهنشامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1184بتی که از همه پوشیده ماند لطف تنشنگشته محرم او کس برون ز پیرهنشجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 271رسیده است به جایی لطافت بدنشکه از نسیم شود داغدار یاسمنشصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5017آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیحجت الله عباسیمصطفی حسینی کوملهسعیده تهرانینسبتناز پیراستهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون برآمد ماهروی از مطلع پیراهنشچشم بد را گفتم الحمدی بدم پیرامنشسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 327
اگلی نظمخوش است درد که باشد امید درمانشدراز نیست بیابان که هست پایانشسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 329
قبا و پیرهن او که می رسد به تنشمن از قباش به رشکم، قبا ز پیرهنشامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1184
بتی که از همه پوشیده ماند لطف تنشنگشته محرم او کس برون ز پیرهنشجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 271